ویل
۴۸۸
صفحه
۱۴۰۱
سال چاپ
رقعی
قطع
جلدسخت
نوع جلد
جملات معروف از کتاب ویل «آدم همانطوری که تمرین میکند مبارزه میکند» «بهتر است جنگجویی در باغ باشید تا باغبانی در جنگ.» تقریباً ناممکن است که کیفیت زندگیتان بهتر از کیفیت دوستانتان باشد. رؤیاها بر پایهٔ انضباط، انضباط بر پایهٔ عادتها و عادتها بر پایهٔ تمرین ساخته میشوند. تفاوت میان کاری که ناممکن بهنظر میرسد و کاری که انجامپذیر است در نحوهٔ نگرش است
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-511891
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۳۱۷۴
- تعداد صفحه
- ۴۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- جلدسخت
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۱
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمدرضا شفایی
مشاهدهی همهتوضیحات
جملات معروف از کتاب ویل «آدم همانطوری که تمرین میکند مبارزه میکند» «بهتر است جنگجویی در باغ باشید تا باغبانی در جنگ.» تقریباً ناممکن است که کیفیت زندگیتان بهتر از کیفیت دوستانتان باشد. رؤیاها بر پایهٔ انضباط، انضباط بر پایهٔ عادتها و عادتها بر پایهٔ تمرین ساخته میشوند. تفاوت میان کاری که ناممکن بهنظر میرسد و کاری که انجامپذیر است در نحوهٔ نگرش است. هرچه خیالی که در آن زندگی میکنید بزرگتر باشد، برخورد اجتنابناپذیرتان با واقعیت دردناکتر میشود. افرادی بالغاند که تواناییشان را در پذیرفتن هرچیزی به غیر از واقعیت مادی و ملموس از دست میدهند. مشکل اینجاست که وهم مانند عسلی زهرآلود عمل میکند؛ ابتدا مزهٔ شیرینی دارد، اما در نهایت با بیماری و بدبختی پایان مییابد. «هیچوقت با احمق بحث نکن، چون از فاصلهٔ دور مردم نمیتونن شما رو از هم تشخیص بدن.» پدرم یکی از باهوشترین افرادی بود که میشناختم، اما زمانی که عصبانی یا مست بود، احمق میشد. انسانها تنها دو مشکل دارند: ۱. اینکه میدانند چه میخواهند، اما نمیدانند چطور به آن برسند؛ و ۲. نمیدانند چه میخواهند. وقتی میتوانیم دربارهٔ چیزی جوک بسازیم (دربارهٔ دردمان، مشکلاتمان و دردسرهایمان)، تحملش برایمان راحتتر میشود. «فقط این رو یادت باشه پسر قشنگم، وقتی داری بالا میری با همه مهربون باش، چون ممکنه وقتی در حال سقوطی از کنار همون آدمها رد شی.» جیم رون مفهوم جانانهای دارد که میگوید: «به پنج نفری که بیشترین وقت را با آنها سپری میکنی توجه کن، چون تو همانطوری.» قدرت و اطمینان درونیْ زاییدهٔ بینش و مهارت است. وقتی چیزی را میفهمی، یا در چیزی مهارت داری، احساس قدرت میکنی، و همین باعث میشود احساس کنی چیزی برای ارائه داری. زمانی که هیچچیزی نداری، از ترس و درد ناشی از سختکارکردن برای رسیدن به اهدافت رنج میبری. اما زمانی که همهچیز داری، از کابوس تکراری و مهلک اینکه ممکن است همهچیز را از دست بدهی، در عذابی. متن پشت جلد کتاب این شرح حال نتیجهی سفری ژرف در خودشناسی است، نتیجهی اندیشیدن به همهی آنچه ارادهتان میتواند برایتان به ارمغان بیاورد و همهی آنچه میتواند رها و فراموش کند. این کتاب حاصل همکاری ویل اسمیت با مارک منسن ـ نویسندهی کتابهای اوضاع خیلی خراب است و هنر ظریف رهایی از دغدغهها ـ است و شرح چگونگی تسلط یک نفر بر احساساتش؛ و طوری نوشته شده که به همه در این راه کمک کند. بیشتر ما هیچگاه فشار اجرا در صحنههای بزرگ جهانی با ریسکهای بالا را تجربه نکردهایم، اما همه میدانیم نیروی پیشرانی که در صحنهای از سفرمان مفید است شاید به تغییر نیاز داشته باشد تا ما را به مقصد نهاییمان برساند. ترکیب بینش حقیقی با ارزش همگانی و داستان عجیب و سرگرمکنندهی یک زندگی، ویل را مثل نویسندهاش بیمانند کرده است.







































