پا به پای باران
گزارش اول، پابهپای باران مربوط به ۲۱ تا ۲۴ اسفندماه ۱۳۶۷ و گزارش دوم، ده متری زنبق، مربوط به ۸ تا ۱۰ آذر سال ۶۸ است. «۶۷/۱۲/۲۴: دورنمای آبادان غیر از انبوه دکلهای نقرهای و نخلهای سبز با تأسیسات قد کشیده پالایشگاه که از باز دمهای سیاه آ» خبری نبود معلوم میشود. این صحنهها قبل از اینکه برگ ترددمان اجازه ورود به آبادان را از دژبانهای سمج بگیرد روی شیشهه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-291495
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
گزارش اول، پابهپای باران مربوط به ۲۱ تا ۲۴ اسفندماه ۱۳۶۷ و گزارش دوم، ده متری زنبق، مربوط به ۸ تا ۱۰ آذر سال ۶۸ است. «۶۷/۱۲/۲۴: دورنمای آبادان غیر از انبوه دکلهای نقرهای و نخلهای سبز با تأسیسات قد کشیده پالایشگاه که از باز دمهای سیاه آ» خبری نبود معلوم میشود. این صحنهها قبل از اینکه برگ ترددمان اجازه ورود به آبادان را از دژبانهای سمج بگیرد روی شیشههای فتوکرومیک عینکهایمان نشسته بود. آبادان با ویرانی آغاز میشود، درست مثل خرمشهر امّا آبیپوشهای شرکت نفت با آن قد و قواره صنعتیشان مهره «آباد» ی را به «الف و نون» این شهر پیچ میکنند تا چراغ زندگی از لابهلای «بریم»های خاموش روشن شود. سَرفَرمانداری شلوغتر از آن بود که فکر میکردیم. آنها مجال حرف زدن را به عکاس ما نداده بودند تا چه رسد به اینکه پای سفره ضبط صوت بنشینند! سعید صادقی با گرفتن چند عکس از صلیب ترکشخورده کلیسا، که حالا فرمانداری شده، عصبانیتش «نور» دید. در همین جا بود که با محمود آشنا شدیم. تازهجوان بود. سرش را با نمره چهار تراشیده بود و از قرار معلوم رفت و آمدی هم در فرمانداری داشت.»




































