داستان کوتاهموجود
پنی قشقرق ۶ (ویروس پخش کن خطرناک)
۱۴۸
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
درباره کتاب راستش را بخواهید اسمِ من واقعا «پنیقشقرق» نیست. پنلوپه جونزه! لقبِ «قشقرق» را بابایم بهشوخی گذاشته روی من. به نظر خودم که اصلا هم قشقرق نیستم. فقط بعضیوقتها ایدههای درخشان منحصربهفردم فاجعه به بار میآورند. مثلا من اصلا نمیخواستم بابا مجبور شود با یک گلدان پلاستیکی روی کلهاش به جلسهی حیاتیشان برود فقط میخواستم یک کلاه مخبازکن اختراع
۴۱۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- داستان کوتاه
- شناسه کالا
- kj-876282
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۸۸۶۹۹۴۸
- تعداد صفحه
- ۱۴۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۱۲۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
۰ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از هوپا
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مونا توحیدی
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
راستش را بخواهید اسمِ من واقعا «پنیقشقرق» نیست.
پنلوپه جونزه! لقبِ «قشقرق» را بابایم بهشوخی گذاشته روی من. به نظر خودم که اصلا هم قشقرق نیستم. فقط بعضیوقتها ایدههای درخشان منحصربهفردم فاجعه به بار میآورند.
مثلا من اصلا نمیخواستم بابا مجبور شود با یک گلدان پلاستیکی روی کلهاش به جلسهی حیاتیشان برود فقط میخواستم یک کلاه مخبازکن اختراع کنم. یا من از کجا باید میدانستم جوشهای آبلهمرغانی به درد زنگ ببین و بگو نمیخورد یا اینکه واقعا خبر نداشتم وقتی آدم با لباس مبدل و به شکل یک گربهی آبی هم که باشد باز هم آبلهمرغانش واگیر دارد و نمیتواند به کلاس ژیمیناستیک برود.






































