کتاب آزاد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
دهانم را گرفتم تا جلوی فریادم را بگیرم استالین، غول برنزی با سبیلهای دوستانه که از مدتها قبل از تولد من در باغ کاخ فرهنگ ایستادخ بود، سرش بریده شده؟ استالین، که هانگل درباره او میگفت که روح جهان را روی یک تانک دیده است؟ چرا؟ آنها چه میخواستند؟ چرا فریاد زدند آزادی، دموکراسی، آزادی، دموکراسی؟ منظورشان چه بود؟ هرگز به آزادی فکر نکرده بودم.نیازی نبود. ما آزادی داشتیم. آنقدر احساس آزادی میکردم که اغلب آزادی خود را به عنوان یک بار و گه گاه مانند آن روز به عنوان یک تهدید تلقی میکردم.












