کتاب این جا در نقشه نیست
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
تنهایی ام را قدم می زنم، بی کسی و ویرانی ام را. اندوه ها و حسرت هایم را، دیروز و امروز و فردا و زندگی ام را قدم می زنم، کابل را، کوچه های متعفن پر از لجن و خیابان های پر از لای و لوشش را قدم می زنم. زندگی ام شده قدم زدن، هستی ام تقلیل یافته است به رفتن و نایستادن. روزها و شب ها، در خواب و بیداری، ایستاده و نشسته، تمام ساعات عمرم را قدم می زنم، قدم می زنم، قدم می زنم، قدم… دیگر نشستن در توانم نیست؛ اصلا زنده نیستم وقتی قدم نمی زنم، اکنون هستی ام با قدم زدن گره خورده است.





