کتاب به امید باد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
تمام طول این نوشتهها هم چیزی نیست بهجز عشق و تعهدها و مسئولیتهای
همراه آن و همچنین سختیهایی که اکنون این مسلک با آن روبهرو است. هرچند
میدانم که تعداد خوانندگان این مجموعه بسیار کم هستند اما هرگز امید را نباید
نادیده گرفت. امید به اینکه عشق به جایگاه درست خودش برگردد و مردم از ابراز
آن نه تنها خجالت نکشند، بلکه با صدای بلند آن را فریاد بزنند و برایش بجنگند؛
چرا که هیچ ناپاکی و رنگ و ریایی در این احساس ناب و منطق درست نیست.
وقتی صحبت از عشق میشود همه با آن به گونهای احساس غریبی میکنیم
و دچار شک و تردید میشویم که، آیا چنین حالتی یک واقعیت که در نهاد
ما وجود دارد است؟ یا یک آرمان که بشر همیشه دوست داشته به آن برسد؟ یا
حداقل بتواند آن را لمس کند؟ چیزی که مشخص است این است که تجربه
و پیشینه تاریخی و داستانهای سینه به سینه و خاصیت انسانی و نمود آن در
دنیای جدید در دل انسانهای متفاوت نشانگر آن است که این خصلت از روز
ازل بوده و تا ابد هم خواهد بود و سر چشمه آن جنبه پا کی و خوب بودن سرشت
آدمی است. مگر اینکه برای انکار عشق بگوییم انسان یک موجود تک بعدی
است و تمام آن پلیدی و بدی است. هیچ کس جرأت ابراز چنین نظری ندارد چرا
که کاملا اشتباه است و انسان متشکل از دو نیروی خیر و شر بوده و هست.





