کتاب تعبیر یک کابوس
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
قصه ای از روزگار زوج جوانی که به تازگی زندگی مشترکشان را آغاز کرده اند و به دلیل شرایط کاری که دارند به اجبار چند روز هفته را جدا از یکدیگر سپری می کنند، یکی در تهران و دیگری در تنکابن. هر دو یکدیگر را دوست دارند و سایه از علاقه عمیق و از خودگذشتگی های محسن نسبت به خودش کاملا آگاه است. آخر هفته است و قرار است محسن پس از چند روز دوری به تهران بازگردد، برای نخستین بار صدای نوزادی در ساختمان به گوش می رسد و گویا آسانسور دچار نقص شده است…محسن قصد دارد حرف مهمی به سایه بزند، شاید می خواهد شکایتش از شرایط موجود را اعلام کند.











