کتاب خانه
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
خانه به زبان اول شخص توسط زنی 47 ساله روایت می شود که ما هرگز نامش را نمی دانیم. کتاب با یادآوری وقایع سی سال پیش توسط راوی آغاز می شود. او در حالی که مشغول به کار یکنواخت کارخانه سیگار بود، در پمپ بنزین با مردی مسن تر، شعبده باز مواجه شد. او به او پیشنهاد کار به عنوان دستیارش را داد و او تقریباً با او و همسرش به سنگاپور سفر کرد، اما در آخرین لحظه نظرش تغییر کرد. در عوض، زندگی او مسیر دیگری را در پیش گرفت. او با اوتیس ازدواج کرد، صاحب یک دختر شد و پس از خروج دخترشان از خانه، از شوهرش جدا شد.
اکنون او به تنهایی در خانه ای کوچک و ویران در روستایی در سواحل شمالی آلمان زندگی می کند و سعی می کند در منظره ناآشنا و خشن ساکن شود. هم او و هم شخصیت های دیگری که خواننده با آنها ملاقات می کند بین گذشته و شروعی جدید گیر کرده اند. دلش برای دخترش تنگ شده که به مسافرت رفته و فقط مختصات مکان هایش را برایش می فرستد. او گهگاه برای شوهر سابقش نامه مینویسد، او را در مورد زندگی جدیدش بهروزرسانی میکند، خاطرات مشترک را به یاد میآورد و با تغییر فصلها، دنیای طبیعی را توصیف میکند. اوتیس یک احتکار کننده آماده و اجباری است – زمانی که آنها ازدواج کردند، انبار اشیای بی مصرف و مفید او فضای زیادی را اشغال می کرد که این زوج مجبور شدند در آپارتمان های جداگانه زندگی کنند. او اکنون شروع به انحلال آرشیو خود می کند و برای همسر سابقش یک گیرنده موج کوتاه ساخت شوروی را به عنوان وسیله ای برای برقراری ارتباط می فرستد…















