کتاب دزدی همیشه بد نیست
معرفی کوتاه
تولد رمان، مثل کنار رفتن پردهها میماند از کنج اتاقی که مدتها تنها، با نور یک شمع، سایهروشن بوده است تا در خلوتی بیرونی و غوغایی درونی اثری متولد بشود. «دزدی همیشه بد نیست» در بستر کورهمحلهها و کورهپزخانهها روایت میشود. راوی داستان پسر یتیم تازهبالغی است معروف به «امین کلهعینکی» که بهمرور دارد چشمهایش را از دست میدهد. از سوی دیگر، «حاجآجپز»، ارباب کورهمحله، خواندن و نوشتن را ممنوع کرده؛ اما امین مخفیانه از «گلشاه»، کورهچی درویشمسلک، سواد آموخته و برای بچهها در خلوت کتاب میخواند. حالا پردهها برای رمان «دزدی همیشه بد نیست» کنار رفته است. «امین» و «بلوط» و بچههای کورههای آجرپزی ناگهان از تاریکی پشت پرده بیرون افتادهاند و دستهاشان را گذاشتهاند روی چشمهاشان. نه این که از لباسهای گلی و صورتهای خاکیشان خجالت بکشند، نه! بیشتر کنجکاو و شگفتزدهاند. از لابهلای انگشتهاشان دنیایی را که آشکار شده است میجورند تا کمکم به نور آن طرف پرده عادت کنند؛ به نور صحنهای که تابیده شده است تا دیده و خوانده بشوند.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر اسم
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.