کتاب رانده شده
معرفی کوتاه
بس ﻧﺒﻮد، ﻫﻤﺎن ﺑﺲ ﻧﺒﻮد ﻛﻪ از ﺧﺎﻧﻪ راﻧﺪه ﺑﻮدﻣﺶ؟ انتقام ﺧﻮد را ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮدم …ﻫﻤﺎن ﺑﺲ ﺑﻮد دﻳﮕﺮ !اﻣﺎ ﺧﻴﺮ : ﻗﻮز ﺑﺎﻻﻗﻮز، ﭘﺪرش ﻫﻢ ﻣﺮد نمیﮔﻮﻳﻢ ﻣﺮگ او ﺗﻘﺼﻴﺮ ﻣﻦ بوده اﺳﺖ؛ اﻣﺎ ﺧﻮب ﻣﻦ ﻫﻢ در اﻳﻦ اﻣﺮ ﺗﺎ اﻧﺪازهای ﻣﺴﺌﻮل ﺑﻮدهام؛ ﺑﻌﺪ ﺑﭽﻪ از دﺳﺖ رﻓﺖ؛ حتی ﺧﻮد ﻣﺎرﺗﺎ ﺗﺎ دم ﻣﺮگ رﻓﺖ؛ ﺗﺎزه ﺑﻪ سختی از ﺑﺴﺘﺮ ﺑﻴﻤﺎری ﺑﺮﺧﺎﺳﺘﻪ ﺑﻮد ﻛﻪ این نامردآن آﺑﺮویی را زﻳﺮ خانهی او ﺑﻪ راه اﻧﺪاﺧﺖ! ﻻزم ﺑﻮد آﻧﻘﺪر او را ﺗﺤﻘﻴﺮ ﻛﻨﺪ؟! «ﭼﻪ کسی اﻳﻦ ﻣﺄﻣﻮریت را ﺑﻪ او داده ﺑﻮد؟ ﻧﺎﻣﺮد! ﻧﺎﻣﺮد! و از زور ﺧﺸﻢ دﺳﺖﻫﺎﻳﺶ را به ﻫﻢ ﻓﺸﺮد.
در اﻳﻦ ﮔﻴﺮودار، ﭘﻴﻮﺳﺘﻪ اﺧﺒﺎر ﺑﺪﺗﺮی میرﺳﻴﺪ. دﺑﺎﻏﺨﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪه ﺑﻮد؛ ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ سیستری ﻓﺮار ﻛﺮده ﺑﻮد (و ﻣﺮدم ﺑﻪ او ﺗﻬﻤﺖ زدﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﻪ ﻣﺎﻧﺪهی ﺻﻨﺪوق را ﻫﻢ ﺑﻪ ﺟﻴﺐ زده). ﻓﻘﺮ ﺑﺮ در ﺳﻪ زن نگون ﺑﺨﺖ وﻳﻼن می کوفت.
چه کار می توانست بکنند؟ تنها، بی بار و یاور و بدنام شهر.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از لوئیجی پیراندلو
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر روشنگران و مطالعات زنان
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط آزاده آل محمد
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.