کتاب سلام! مگسک
معرفی کوتاه
ویزی بود، ویزی نبود. روزی روزگاری مگسی بود که ویزویزکنان برای خودش می چرخید و بازی بازی می کرد. مگس گرسنه بود و دنبال غذایی می گشت تا دلی از عزا در بیاورد. یک غذای خوشمزه ی بدبوی حال به هم زن. شاید هم، یک غذای بدبوی خوشمزه ی حال به هم زن. در همین موقع، پسرکی از خانه بیرون آمد. پسرک می خواست در مسابقه ی باحال ترین حیوان خانگی دنیا شرکت کند، اما او هیچ حیوانی نداشت. برای همین از خانه بیرون آمده بود. یک مرتبه… پسرک و مگسک سر راه خوردند به هم. پسر با خوشحالی گفت: «آخ جان! حیوان خانگی… مگس را تو هوا گرفت و انداخت داخل شیشه ی مربا. مگس که هنوز گیج و ویج بود و دوست داشت آزاد باشد فریاد زد: ویززز! چشم های پسر از تعجب گرد شد و گفت: «هی تو! اسم مرا از کجا می دانی؟ عجب مگس باهوشی!» و…
معرفی محصول
نامزد جایزه تئودور سوز گیزل سال 2006
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از تد آرنولد
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر پرنده آبی
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط شهلا انتظاریان
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجمدیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.
دیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم





دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.