کتاب فصل نارنجی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
از متن کتاب:
-نمی خواستم ناراحتت کنم .کجا میری؟
-می رم دوش بگیرم
نیم خیز می شود: این موقع شب؟
عادت کرده ام وقتی میان فضا و هپروتِ بی انتهای اتهام غوطه ورم دوش بگیرم؛ یک عادت بیمارگونه.
نگاهش می کنم. چشمانم مثل دو گلولۀ روشن تمام صورتش را روشن کرده اند و تمام زوایای ذهن و روحش برایم عیان است؛ من مجرمم! من مسببم! پس میان دل و عقلش قضاوتم کرد که امشب را تنها بمانم و تنها برم موفقیتم را جشن بگیرم…من محکومم ..










