کتاب معسومیت
۰
|
۰ دیدگاه
|
۱ سفارش
نویسنده
ناشر
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب :
از خیاط خونه که زدم بیرون، پیاده رفتم طرف خونه. چند قدم که برداشتم باز اون فکر همیشگی اومد سراغم. درست نمی دونم چرا اما از دو سال پیش که بابا و مامان از هم جدا شده بودند، هر وقت مامان رو تو خـیـاط خـونه مـی دیـدم اون فکر مسخــره مـی اومد سراغم. منظورم اینه تا چند روز دلم می خاست رییس جمهوری شهرداری وزیری وکیلی چیزی بودم و می تونستم دستور بدم یه روز رو به اسم «روز عروس» اسم گذاری کنند و تو اون روز همه ی زن هـای شهــر، از پـیـر و جوون گرفته تا مجرد و متاهل تا بچه و بزرگ و سالم و مریض و آزاد و زندونی، همه لباس عروس بپوشند و بریزند تو خیابون های شهر و همه جا رو قرق نور کنند.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
نویسنده
مصطفی مستور
ناشر
مرکز
شابک
۹۷۸-۹۶۴۲۱۳۴۴۰۳
دسته بندی ها
۶۱ کتاب نشونی, ادبیات ایران, سینما و تئاتر, فیلمنامه
قطع کتاب
رقعی
تعداد صفحات
۱۹۲
سال انتشار
۱۴۰۴
نوع جلد
شومیز
شابک (SKU)
cb۱۷f۱edf۵۰c
کتابهای بیشتر از مصطفی مستور
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر مرکز
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.