کتاب یک عدد بابا به فروش می رسد
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
جمعه شب ها، پدر اسکار پیش ما می ماند و کارهای عقب افتاده ی خانه را انجام می دهد. بعضی وقت ها اتو یا خیاطی می کند. خیاطی اش هم انصافا خوب است! یا همین طور که رادیو گوش می دهد، شام را آماده می کند. خیلی کیف دارد؛ چون می گذارد اسکار تا دیروقت در سالن بماند. تازه به او اجازه می دهد فیلمی را که بیشتر از همه دوست دارد، تماشا کند. حتی می گذارد کنترل تلویزیون هم دستش باشد. دقت کرده اید پدرها همیشه دوست دارند کنترل دست خودشان باشد و به هیچ قیمتی حاضر نیستند آن را ول کنند؟















