کتاب یان آندره آ اشتاینر
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
صداتان از پشت تلفن کمی تغییر کرده بود، انگار از روی ترس یا دستپاچگی بود به جا نیاوردم نمی دانم چطور بگویم … انگار… انگار صدایی در نامه هایتان بود، صدایی که من در خیال برای خودم ساخته بودم انگار داشتم همان صدا را از پشت تلفن می شنیدم.
گفتید: می آیم.
پرسیدم: برای چه؟
گفتید: برای این که همدیگر را بشناسیم.
در آن دوره از زندگیم این که کسی بخواهد این همه راه برای دیدار با من بیاید برایم رویداد عجیبی بود من هیچوقت از تنهایی آن دوره ام چیزی نگفته ام آن تنهایی پس از نوشتن شیدایی گل و اشتاین، تنهایی ایام نوشتن ماه آبی، کتاب عشق و کتاب نایب کنسول. این تنهایی در زندگی من عمیق ترین و در عین حال بهترین بود. احساس دیگری نسبت به آن داشتم نوعی اقبال ، نوعی آزادی خودخواسته.















