کتاب قتل با کتاب
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
وُلف با تئودور در اتاق گلدانها بود و داشت شاخههای جوان دندروبیوم کریسوتوکسوم را از گلدانهای سایز چهار به سایز پنج منتقل میکرد. وقتی نزدیکش شدم، ناگهان سرم فریاد کشید: «نمیتوانی یک کم صبر کنی؟» تصدیق کردم و گفتم: «چرا، فکر کنم. دختره مرده. فقط اجازه میخواستم تا به کرِیْمِر تلفن کنم. باید این کار را بکنم، چون متصدی آسانسوری که پیادهام کرد و یک مأمور پلیس مرا دیدهاند؛ ضمناً اثر انگشتم هم روی میزش وجود دارد.» – کی مرده؟ – همان زنی که آن دستنوشته را برای بِرد آرچر تایپ کرد. – کِی و چطوری؟ – همین الآن. زمانی مرد که من داخل آسانسور بودم و داشتم به دفترش در طبقۀ هفتم میرفتم. اما او قبل از رسیدن من از پنجرهاش پرت شد پایین. چیزی که باعث کشته شدنش شد، برخورد با پیاده رو بود. – از کجا فهمیدی که دستنوشته را او تایپ کرده؟ – این را داخل میزش پیدا کردم. دفترچه را از جیبم درآوردم و رسیدها را نشانش دادم. دستهایش خیلی کثیفتر از آن بود که بخواهد به آنها دست بزند، بهخاطر همین آنها را جلو چشمانش گرفتم. پرسیدم: «حالا میخواهی جزئیات را بگویم؟» – لعنتی، معلوم است که میخواهم.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر هرمس
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط حمیدرضا بلندسران
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.