کتاب عطار و عطر جنون
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
کسانی که شعر “لعل تو داغی نهاد بر دل بریان من” را در آلبوم «شب، سکوت، کویر» محمد رضا شجریان میشنوند شاید به این نکته توجه نکنند که این شعر از کیست و چطور در این آلبوم ظاهر شده است. در صدای آسمانی شجریان، ما صدای شوریدهای را میشنویم که از ورای قرون و اعصار، ورای بیابان تفته و ریگها و خارهای کویر، ورای دانستن و سکوت کردن و از ورای شب و تاریکی و سیاهیهای این جهان، ما را در این عصر خونین خودشیفته و خودآزار خطاب قرار داده است؛ شاعری فروتن و خاکسار که مراتب بالای خاکساری اش حتی کسانی چون «هلموت ریتر» را که عمری در راه او تحقیق کردهاند به خطا کشانده، و شخصیت خودش را نیز در پردههای سکوت و شب و کویر مخفی کرده است. شوریدهای از نیشابور، شهری در آستانۀ کویر، که گویی تنها طنین صدای عاشقانه شجریان میتواند از کلام رازآلود و پر اسرارش گره بگشاید، نویسندۀ «اسرارنامه» که وقتی دیوان غزلیاتش را میگشاییم، کلماتش به طور فریبندهای ساده و تخت هستند، ما را از عظمت روحی که پشت آن کلمات قرار گرفته، غافل میکنند








