کتاب استپ سرخ
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
برای حکومت کردن نه به وکیل دعاوی بلکه به یک رئیس پلیس و مشت نیاز داریم همه آنها فریاد میزنند: « آزاد! آزاد!» و از تو خواهش می کنم بگویی آزاد در چه؟ در بی نظمی، همین! اگر می توانستم از آزادی خلاصشان می کردم هنوز مجال نیافته بود که خودش را با موقعیت تطبیق دهد یا درک کند که چطور مردی ،محترم با خصلت های مطبوع، محبوب کارگرانش که دوستانش برایش ارج قابل بودند ناگهان به جانوری مورد تعقیب مبدل شود. از این رو، بیمی که پیکر لاغرش را خم می کرد، جای خود را به حیرت نقش بسته بر چهره ای می داد که پره های گوش هایش خیلی با آن فاصله داشتند.













