کتاب نام او مرجان
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
آنا پشت پیانو نشسته .در چهره اش هنوز سرمای سیبری می وزد، لبخندش شبیه فیلمهای سیاه و سفید بیرنگ است؛ تصاویری که هرگز رنگ سبز درختان ،آبی اقیانوسها و سرخی خورشید غروب را در آنها نمیبینیم مانند اردوگاه های منفور استالین، سرد، مثل یخ های سیبری، سوزاننده و مثل قطارهای مرگ هیتلر، بی صدا… لبخند آنا به اندازه آخرین سفر کسانی که مرده و در خزر دفن شدند بوی مرگ داشت. بوی اجل مُردن و بر روی خاک فراموش شدن… لبخند آنا در واقع در سال ۱۹۳۹ زمان فرار از حمله سربازان نازی، زمان بمباران شهر ورشو، روی لبهایش محو شده بود. لبخند آنا همان زمان، مرده بود.












