کتاب باکره و کولی و شجاعت عاشقی
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
دربارهی کتاب :
هرگز کسی نفهمید زن کولی به او چه گفت. انتظار برای همراهانش طولانی شد. شامگاه رسید و تاریکی را بر پهنه ی آسمان گستراند و رطوبت و سرما را همراه آورد. از دودکش ارابه ی دوم دود و بوی غذای اشتهاآور بیرون می زد. شکم اسب سیر شده بود و پتویی زردرنگ می پوشاندش و دو مرد کولی، دور از آن ها، آهسته با هم گپ می زدند. آن کوره راه پرت افتاده و پنهان، به نحوی غریب، آرام و دنج و ساکت می نمود. یکی از شاخص ترین وجوه مجادله انگیز آثار دی اچ لارنس نثر منحصربه فرد اوست. به عقیده ی عدهای، لارنس خیلی بد می نوشت. مشخصا جیمز جویس شیوه ی نگارش او را عاری از بلاغت و شیوایی می دانست و گمان می برد لارنس فقط بیان مقصود می کند، همین و بس! ستایشگران سبک او همین ویژگی را از جنبه ی مثبت تاویل میکنند و ایراد را حسن به شمار میآورند. آنان قبول دارند آنچه منتقدان «بیان زمخت لارنسی» می نامندش قواعد متعارفی را زیر پا می گذارد.









