کتاب آزارشان به مورچه هم نمیرسید
فقط تا ۳۰ اسفند ۱۴۰۴ وقت هست.
معرفی کوتاه
درباره کتاب: شاید برایمان چنین جلوه کند اما جنگ یک شبه بر ما نازل نشد. در اواخر دهه هشتاد کمونیسم در جای جای اروپای شرقی و در سرزمینی که در آن زمان هنوز اتحاد جماهیر شوروی خوانده می شد. فروپاشید. یوگسلاوی برای تغییرات سیاسی بسافروپاشی آماده نبود. ما مثل لهستان و چکسلواکی الترناتیو دموکراتیکی ایجاد نکرده بودیم و این خلا سیاسی را احزاب ملی گرا به یک باره پر کردند. در زمانی کوتاه آتش ملی گرایی بالا گرفت و احزاب ملی گرا به قدرت رسیدند. در صربستان اما اتفاق عجیبی رخ داده حزب کمونیست به رهبری اسلوبودان میلوشویچ به حزبی ملی گرا تبدیل شد و طولی نکشید که در کل کشور همه پرسی برگزار شد: مردم به استقلال خود دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق در لاهه گذرانده و به قربانیان و شاهدانی گوش سپرده است که جسارت سخن گفتن از یوگسلاوی رای دادند. اسلاونکا در اکولیچ برای نگارش این کتاب ساعاتی طولانی را در آدم هایی بی رحم و قاتلانی خون سرد بدل می شوند؟ اگر «من» در شرایط آنها قرار گیرم چه خواهم کرد؟

















