کتاب وقتی درخت ها آواز می خوانند
معرفی کوتاه
درباره کتاب:
من گنجشکی بودم موشی بودم و بعد سکی اولین بار که متوجه شدم دارم فکر میکنم فکر کردم این چیزی است که باید برایش نگران باشم چون انگار هیچ کس دیگر فکر نمیکرد یا آن جور که من فکر میکردم نمی کرد. هر چه بیشتر راجب فکر کردن فکر کردم بیشتر فکر کردم و بیشتر نگران شدم من گرسنه بودم و درد میکشیدم و بعد مردم. دومین باری که متوجه شدم دارم فکر میکنم فکر کردم شیوه ی فکر کردن من به آن حتماً در آینده بدتر میشد. چون گرسنگی و درد مرگ یک شیوهی زیستن بود تنها زیستن که میشناختم. اگر گرسنگی و درد و مرگ می رفتند. چنان که همه میگفتند میرفتند خود زندگی هم می رفت. من یک گنجشک بودم و اولین باری که مردم متوجه شدم دارم به اندیشه ی مرگ فکر میکنم. دومین چیزی که به آن فکر کردم خود مرگ بود حالت مردن و حالت نبودن فکر کردم کل اندیشه درباره ی اندیشه ی مرگ در واقع اندیشه ی فردن است. گریختن از مرگ است.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از نشر افراز
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط عدنان غریفی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.