پسرک، موش کور، روباه و اسب
۱۳۲
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
رقعی
قطع
جلدسخت
نوع جلد
«اثر هنریِ شگفتانگیزی که دریچهای زیباست به قلب آدمی.» ریچارد کرتیس . زیباترین کتابی که میتوانید به کسی هدیه بدهید… داستانی از معصومیت، ماجراجویی و مهمترین درسهای زندگی با کلمات و تصاویری که قلب هرکسی از هر سنی را گرم میکند. این کتاب در قالب یک داستان کودکانه و ساده، مفاهیم بزرگی مثل موفقیت، شجاعت، مهرورزی و امید را به ما یادآوری میکند. 🔹از متن کتاب:
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-030356
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۰۰۵۰
- تعداد صفحه
- ۱۳۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- جلدسخت
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سیدوحید کریمیان
مشاهدهی همهتوضیحات
«اثر هنریِ شگفتانگیزی که دریچهای زیباست به قلب آدمی.» ریچارد کرتیس . زیباترین کتابی که میتوانید به کسی هدیه بدهید… داستانی از معصومیت، ماجراجویی و مهمترین درسهای زندگی با کلمات و تصاویری که قلب هرکسی از هر سنی را گرم میکند. این کتاب در قالب یک داستان کودکانه و ساده، مفاهیم بزرگی مثل موفقیت، شجاعت، مهرورزی و امید را به ما یادآوری میکند. 🔹از متن کتاب: پسرک پرسید: «شجاعانهترین حرفی که تا حالا زدهای چی بوده؟» اسب گفت: «کمک.» جملات مشهور از متن کتاب پسرک، موش کور، روباه و اسب «اغلب بخشیدن خودت سختترین نوع بخشیدنه.» «بزرگترین توهم اینه که فکر کنیم زندگی باید بینقص باشه.» «فکرش رو بکن اگه کمتر میترسیدیم چهجوری بودیم.» اسب گفت: «اینکه بقیه چطور باهات رفتار میکنن نباید معیار ارزش تو باشه.» «هیچی بهتر از مهربونی نیست. آروم و بیصدا فراتر از همهٔ چیزهای دیگهست.» «هرکی یه دلیل و قوت قلبی نیاز داره تا باهاش به راهش ادامه بده. دلیل شما چیه؟» موش کور گفت: «من خیلی کوچیکم.» پسرک گفت: «آره، ولی با بودنت تغییر بزرگی ایجاد میکنی.» اسب گفت: «درخواست کمک بهمعنی تسلیمشدن نیست.» «بهمعنی اینه که حاضر نیستی تسلیم بشی.» پسرک گفت: «بعضی وقتها میترسم شماها بفهمین من معمولیام.» موش کور گفت: «عشق و علاقه نیازی به خاصبودن نداره.» «یکی از بزرگترین آزادیهای ما اینه که انتخاب میکنیم چطور به چیزهای مختلف واکنش نشون بدیم.» «بهنظرت بزرگترین راه هدردادن وقت چیه؟» موش کور گفت: «اینه که خودت رو با بقیه مقایسه کنی.» موش کور پرسید: «لیوانِ تو نصفش پره یا نصفش خالیه؟» پسرک گفت: «فکر کنم فقط از این خوشحالم که یه لیوان دارم.» «وقتی احساس میکنی کنترل چیزهای بزرگ از دستت خارج شده … روی چیزی که عاشقشی و صاف جلوته تمرکز کن.» بهنظرت عجیب نیست؟ ما فقط میتونیم بیرونِ خودمون رو ببینیم، ولی تقریباً همهٔ چیزهای مهم درونمون اتفاق میافتن.» اسب گفت: «بعضی وقتها.» پسرک پرسید: «بعضی وقتها چی؟» «بعضی وقتها بلندشدن و ادامهدادن کار شجاعانه و شکوهمندیه.» موش کور پرسید: «بهترین کشفت توی زندگی چی بوده؟» پسرک جواب داد: «اینکه من کافیام، همین جوری که هستم.»








































