پرش به محتوای صفحه

راز دهکده ی نیست در جهان

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۷۴

صفحه

۱۳۹۹

سال چاپ

پرگل، نوکرت‌ام به خدا. صبر کن حالا، به همه‌شون نشون می‌دم دنیا دست کیه. می‌دونی، اصلاً خر ما از کرگی دم نداشت. رفته بودم پی بز، همونی‌ که گفته بودی رفته بودم پیداش کنم؛ اما مگه شد؟ نشد د! ناکسا دنبال‌ام کردن. اونا بدو من بدو، اونا بدو من بدو، الفرار! نمی‌دونستم بخندم یا گریه کنم، سکسکه‌ام گرفته بود. نامردا کوتاه نمی‌اومدن. باور می‌کنی بچه‌محل‌ها سنگ می‌زدن ب

۱۸۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان ایرانی
شناسه کالا
kj-046103
تعداد صفحه
۷۴
سال انتشار شمسی
۱۳۹۹

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از ساناز سیداصفهانی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از افراز

مشاهده‌ی همه

توضیحات

پرگل، نوکرت‌ام به خدا. صبر کن حالا، به همه‌شون نشون می‌دم دنیا دست کیه. می‌دونی، اصلاً خر ما از کرگی دم نداشت. رفته بودم پی بز، همونی‌ که گفته بودی رفته بودم پیداش کنم؛ اما مگه شد؟ نشد د! ناکسا دنبال‌ام کردن. اونا بدو من بدو، اونا بدو من بدو، الفرار! نمی‌دونستم بخندم یا گریه کنم، سکسکه‌ام گرفته بود. نامردا کوتاه نمی‌اومدن. باور می‌کنی بچه‌محل‌ها سنگ می‌زدن به‌م؟ همونا که همیشه دوست‌شون داشتم و می‌مردم براشون، میخندوندم‌شون، باورت می‌شه یعنی؟ داد می‌زدن «داوود خله این‌جاست.» حالا من خل شدم؟ پرگل یه‌چیزی می‌گم، یه چیزی می‌شنفی. داد می‌زدنا؛ دادی می‌گم، دادی می‌شنفی. می‌خواستن آجانا بیان منو بگیرن ببرن هلفدونی، به ریش‌ام بخندن. راست می‌دوئیدم از چپ می‌رسیدن. جلو می‌رفتم از جلو سبز می‌شدن. دوره‌ام کرده بودن. مرگ تو انگار چمه؟ انگار جذاممه، می‌خندیدن بهم.

۱۸۰٬۰۰۰تومان