عروس اب

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

عروس آب اثر قاسم شکری معرفی: اسفندیار که نویسنده‌ای است با چند کتاب و همسر و فرزند به تمام چیزها پشت پا زده و بدون خبر به زادگاهش روستایی در نزدیکی شهر داریون برگشته تا افسانه‌های کهنه این ده و خاندان بزرگش را روایت‌کند . افسانه‌هایی که همه با فرشته و جن و آل درآمیخته . انسان‌هایی که با پری ازدواج می‌کنند افرادی که به خواب‌های چند‌ساله می‌روند پدربزرگ‌هایی ک

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-603636

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب ان حیوان

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب توئیت

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب دوست مرحوم من

ترجمه‌ی شهریار وقفی پور

نیماژ

۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان پرداز زندگی
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نامه های عاشقانه جویس به همسرش
۳۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باواریا

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی ادبیات
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تونل

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دنیا چشم از ما بر نمی دارد
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لاشه شناور
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لب خوانی چشم هایت
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لندن شهر چیزهای قرمز
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماراتن در بالکن
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مکافات

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نفرین خاکستری
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نویسنده پشت پرده
۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نیازمندی ها
۲۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

عروس آب اثر قاسم شکری معرفی: اسفندیار که نویسنده‌ای است با چند کتاب و همسر و فرزند به تمام چیزها پشت پا زده و بدون خبر به زادگاهش روستایی در نزدیکی شهر داریون برگشته تا افسانه‌های کهنه این ده و خاندان بزرگش را روایت‌کند . افسانه‌هایی که همه با فرشته و جن و آل درآمیخته . انسان‌هایی که با پری ازدواج می‌کنند افرادی که به خواب‌های چند‌ساله می‌روند پدربزرگ‌هایی که پر در می‌آورند و پرواز می‌کنند …… برشی از رمان “عروس آب” می‌خوانیم: همه‌ی ما گرفتار عذاب و عقوبتیم. از اجدادمان که گناهی نابخشودنی کردند و آمد آن‌چه بر سرشان باید بیاید و از ما که میراث دار عذاب آن‌هاییم. نوشته سگ توره‌ها مدام زوزه می‌کشند این شب‌ها. باد چنان می‌پیچد میان شاخ و برگ گَز و کَهورها که انگاری جن درونشان چال‌کرده باشد. نوشته گور‌ و‌‌‌ گود و مَعجَرِ آن مقبره‌ی سنگیِ داخل نخلستان پدری، چند صباحی است شده جولانگاه جنی چرک و سیاه که دم‌به‌دم خرناس می‌کشد و بوی عرق تنش از هوش می‌برد آدمی را. نوشته با این حال اگر روزی مُردم، از پشیمانی مرده‌ام نه از ترس. نوشته کجیل بانو را یادت هست؟ یادت هست چه قصه‌ها که نمی‌گفتند از او؟ نوشته که آن اِشکفت پوشیده از سنگ و ساروج را پیدا کرده. نوشته اگر گفتی چه داخل آن دیده ام؟ استخوان‌های موجودی بس غریب که نه آدمیزاد است، نه گربه است، نه سگ است و نه هر جنبنده‌ی دیگری. انگاری موجودی غریب، از جایی دیگر، زمانی دیگر، جهانی دیگر آمده آن‌جا که فقط بمیرد. بمیرد و خلاص! خلاص شود از درد و رنجی که شاید گرفتارش بوده تا به آن روز. درد و رنج که فقط مختص آدمی نیست. نوشته اگر روزی استخوان‌های من هم میان اشکفتی پوشیده از سنگ و ساروج پیدا شد تعجب نکن. شاید این گونه خلاص شوم از درد و رنج. نوشته مَثَل این اشکفت، مَثَل زهدان مادر است که آدمی در ابتدا زندگی‌اش از آن‌جا آغاز می شود. نوشته شاید این گونه؛ زندگی جدید و دوباره‌ای از سر گیرم که در آن نه اثری از عذابی است که به واسطه خبطی در کودکی گریبانگیرِ آدمی شده و نه رَدُ و نشان از عجوزه‌ای ورد خوان، نه حتی پریزادی غَماز، و نه اجنه‌ای چرک و سیاه و نه هر چیز دهشت‌آور دیگر…

۲۰۰٬۰۰۰تومان