صداهای سوخته
۹۰
صفحه
پدر همیشه میگفتند «تو پدرسوخته صدات خیلی ظریفه». ظریف نمیگفتند. نرم شاید یا همان ظریف بود انگار. میگفتند صدای من مثل فرشتههاست. میگفتند تا میتوانی کم حرف بزن. من اینقدر کم حرف زدهام که همیشه بهخصوص شبها این ترس به جانم میافتد که آخرش روزی صدایم را گم خواهم کرد. بعضی وقتها، احمقانه است، دستم را جلو دهنم میگیرم و صدایی از دهانم خارج میکنم. حرف نی
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان ایرانی
- شناسه کالا
- kj-579310
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۸۵۰۰۵۲
- تعداد صفحه
- ۹۰
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نشر نی
مشاهدهی همهتوضیحات
پدر همیشه میگفتند «تو پدرسوخته صدات خیلی ظریفه». ظریف نمیگفتند. نرم شاید یا همان ظریف بود انگار. میگفتند صدای من مثل فرشتههاست. میگفتند تا میتوانی کم حرف بزن. من اینقدر کم حرف زدهام که همیشه بهخصوص شبها این ترس به جانم میافتد که آخرش روزی صدایم را گم خواهم کرد. بعضی وقتها، احمقانه است، دستم را جلو دهنم میگیرم و صدایی از دهانم خارج میکنم. حرف نیست. کلمه نیست. همینکه تارهای صوتی کار کند خیالم راحت میشود. من آن روز هم گفتم که از لالشدن نمیترسم. آدم لال صدایش را گم نکرده. او حرف میزند، گیرم مخاطبش فقط خودش باشد. اما آدمی که صدایش را گم کرده باشد، مثل مردهایست که رفته باشد خوابگردی شبانه.

















