سقوط پاریس
۷۱۱
صفحه
۱۳۹۶
سال چاپ
گالینگور - رقعی
نوع جلد
کتاب سقوط پاریس رمانی رئالیستی به قلم ایلیا ارنبورگ است. این کتاب را محمد قاضی به فارسی ترجمه کرده است. این اثر اولین بار در سال 1943 به چاپ رسیده و 711 صفحه دارد. ایلیا ارنبورگ تاریخنویس، روزنامهنگار و نویسندهی اهل شوروی بود. ارنبورگ در سال 1891 در کیو، امپراتوری روسیه متولد شد. او یکی از بارزترین نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی بود. ارنبورگ در دوران فعالیت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-062718
- تعداد صفحه
- ۷۱۱
- نوع جلد
- گالینگور - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۶
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمد قاضی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب سقوط پاریس رمانی رئالیستی به قلم ایلیا ارنبورگ است. این کتاب را محمد قاضی به فارسی ترجمه کرده است. این اثر اولین بار در سال 1943 به چاپ رسیده و 711 صفحه دارد. ایلیا ارنبورگ تاریخنویس، روزنامهنگار و نویسندهی اهل شوروی بود. ارنبورگ در سال 1891 در کیو، امپراتوری روسیه متولد شد. او یکی از بارزترین نویسندگان اتحاد جماهیر شوروی بود. ارنبورگ در دوران فعالیتش بیش از صد اثر از خود منتشر کرد. او در دوران دانشجوییاش به حزب کمونیست پیوست و به زندان رفت. پس از آزادی تا انقلاب کبیر روسیه به فعالیت سیاسی نپرداخت و تنها روی شعر و ادبیات تمرکز کرد. ارنبورگ برای فعالیتهایش در سه جنگ، جنگ جهانی اول، جنگ داخلی اسپانیا و جنگ جهانی دوم به عنوان روزنامهنگار و نویسنده به شهرتی جهانی رسید. همچنین مقالاتش دربارهی انتقام از ارتش آلمان موجب شد او در میان سربازان خط مقدم شوروی محبوب شود. در سال 1940 ارنبورگ به روسیه بازگشت تا جایزهی ادبی استالین را دریافت کند. ارنبورگ در کتاب سقوط پاریس علل سقوط پاریس را براساس وقایعی که خود شاهدشان بوده توجیه میکند. این کتاب در زمانش بسیار پرفروش و بحثبرانگیز بود. این رمان تنها به عنوان رمانی اجتماعی شناخته نمیشود، بلکه از لحاظ هنری نیز ارزش بالایی دارد. ارنبورگ وقایع اجتماعی و تاریخی سالهای 1935 تا 1940 را که خود شاهدشان بوده شرح میدهد و آنها را به عنوان زمینههای سقوط پاریس معرفی میکند. این رمان به نوعی انتقاد از روسیهی استالینی است. نویسنده به شرح وقایعی از درون جامعهی فرانسه میپردازد. از بیکفایتی مسئولانی میگوید که فریب گوبلرز را خورده بودند و پس از هجوم آلمانیها بهسرعت مقام و منصب را رها کرده و فرار کردند. از مردمی میگوید که تنها و بیپناه ماندهاند؛ ولی روحیهی مبارزه را از دست ندادهاند و تسلیم نمیشوند.




















































