شادی بهره ور
۲۸۸
صفحه
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
دربارهٔ کتاب «شادی بهرهور» کتاب «شادی بهره ور» نوشتهی پرویز درگی اثری است که میان احساس انسانی و عملکرد سازمانی پلی زنده و عملی میزند. درگی در این کتاب، به جای پرداختن به کلیشههای خشک مدیریت و بهرهوری، سازمان را موجودی زنده و دارای احساس میفهمد — مجموعهای از انسانهایی که تنها با «دستورالعمل» کار نمیکنند، بلکه با امید، معنا و رابطه رشد مییابند. ریشه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- مدیریت
- شناسه کالا
- kj-114368
- تعداد صفحه
- ۲۸۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بازاریابی
مشاهدهی همهتوضیحات
دربارهٔ کتاب «شادی بهرهور» کتاب «شادی بهره ور» نوشتهی پرویز درگی اثری است که میان احساس انسانی و عملکرد سازمانی پلی زنده و عملی میزند. درگی در این کتاب، به جای پرداختن به کلیشههای خشک مدیریت و بهرهوری، سازمان را موجودی زنده و دارای احساس میفهمد — مجموعهای از انسانهایی که تنها با «دستورالعمل» کار نمیکنند، بلکه با امید، معنا و رابطه رشد مییابند. ریشهی اندیشهی این کتاب را نویسنده از یک جملهی معروف بیل گیتس میگیرد: «کارکنان مایکروسافت، دو خانه دارند؛ یکی خانهی شخصی و دیگری محل کارشان.» از همین ایده، درگی سؤالی بنیادین میسازد: اگر محل کار میتواند خانه باشد، چرا همکاران نتوانند خانواده شوند؟ از «گروه» تا «خانوادهٔ کاری» یکی از مدلهای مفهومی محوری کتاب، تقسیمبندی سازمانها به سه سطح است: گروهها – افراد کنار هم هستند اما روح جمعی ندارند. همکاری صرفاً وظیفهای است و پایان ساعت کاری بهمنزلهی پایان تعلق است. تیمها – همدلی در سطح کاری وجود دارد، اما روابط عمیق انسانی محدود به محیط شغلی است. خانوادههای کاری – بالاترین سطح بلوغ سازمانی؛ جایی که روابط انسانی، اعتماد، احترام و مسئولیت متقابل جاری است. اعضا نهفقط برای «کار»، بلکه برای یکدیگر ارزش قائلاند. این تقسیمبندی، بر اساس تجربهی زیستهی چند دههای نویسنده در محیطهای واقعی کار شکل گرفته است. او با نگاه جامعهشناختی و روانشناسی سازمانی تبیین میکند که سازمانِ شاد لزوماً شلخته نیست، و سازمانِ منضبط لزوماً بیروح نیست. شادی در کار، فراتر از خندهی ظاهری در بخش «شادی بهروز»، نویسنده با مشاهداتی از فرهنگ ایرانی، پدیدهای را توضیح میدهد که میتوان آن را شادینمایی نامید: ایرانیان از نظر رفتاری طنازند و شوخطبع، اما در عمق وجودشان اضطراب، خشم یا نارضایتی نهفته دارند. طنز تنها پوششی برای دردهاست، نه نشانهای از رضایت درونی. با آوردن مثالهایی از سینمای ایران (کمال تبریزی، مارمولک، لیلی با من است)، درگی نشان میدهد که چگونه در فرهنگ کار نیز همین دوگانگی دیده میشود. ظاهراً خنده بر لب داریم، اما همدلی واقعی، گفتوگوی اصیل و امنیت روانی بسیار کم است. در این فضا، «شادی بهرهور» یعنی عبور از خندهی سطحی به احساس معنا در کار؛ شادیای که از خلق ارزش، مفید بودن، و حضور در جمعی انسانی بهدست میآید. از تجربه تا بینش: اتوبوسی در مسیر رشت او در مقدمه کتاب خود مثال و خاطره ای را مطرح میکند. فروشندهی شیرمالی با لهجهی آذری وارد اتوبوس میشود و میگوید: «هر کس میخورد بخورد، هر کس نمیخورد نخورد!» رفتار صادقانه و شاد او باعث میشود همه بخندند و خرید کنند. درگی این رفتار را استعارهای از شادی اصیل در کار میداند: آنجا که ارتباط انسانی جای فروش عددی را میگیرد، و احساس مشترک، عامل موفقیت میشود. این مثال ساده یادآور قلب فلسفهی کتاب است: «شادی بهرهور» همان لذتِ روحیِ انجام کار درست با نیتی انسانی است. تمایز بنیادین شادی و لذت درگی با رجوع به ریشههای روانشناختی، میان «لذت» و «شادی» تمایز میگذارد: لذت (Pleasure) تجربهای جسمی و وابسته به محرکهای بیرونی است؛ کوتاهمدت و زودگذر. شادی (Happiness) تجربهای روانی و معنوی است؛ حاصلِ معنا، ارتباط و حس اثرگذاری. در محیط کار، بسیاری از مدیران با جایزه، پاداش یا رفاه موقت «لذت» میآفرینند، اما شادی پایدار زمانی رخ میدهد که کارکنان احساس کنند بخشی از چیزی بزرگتر از خودشان هستند. همافزایی شادی و بهرهوری کتاب بر پیوند میان حال خوب انسانی و کارآمدی سیستماتیک تأکید دارد. درگی بهرهوری را برآیند دو جزء میداند: اثربخشی: انتخاب کار درست (Doing the right things) کارآیی: انجام درستِ کار (Doing things right) او معتقد است تنها زمانی این دو مؤلفه در مسیر رشد پایدار همافزا میشوند که سازمان، خانوادهای همدل باشد؛ با مدیرانی که شنوندهاند، با کارکنانی که احساس معنا دارند، و با فرهنگی که شکست را بهجای تنبیه، فرصت رشد میبیند. نگاهی به روانشناسی فرهنگی در لایهای عمیقتر، «شادی بهره ور» خواننده را به بازاندیشی در فرهنگ کاری ایرانی فرامیخواند. جامعهای که هنوز میان خندهی ظاهری و شادی درونی مرزی پنهان دارد، باید از سطح طنز به عمق معنا سفر کند. درگی از این منظر، نه فقط یک مدرس بازاریابی بلکه روانکاو سازمانی است؛ کسی که درد پنهانی بهرهوری در ایران را تشخیص داده: نبود حس تعلق، بیاعتمادی مزمن و جدایی انسان از هدف. جمعبندی کتاب «شادی بهره ور» یک نقشهی انسانی برای بازآفرینی سازمانهاست. درگی در این اثر میگوید شادی واقعی در کار، از سیاستهای HR نمیآید، بلکه از روابط انسانی واقعی و احترام متقابل زاده میشود. او پیشنهاد میکند که رهبران سازمانه






























