پرش به محتوای صفحه
رمان ایرانیناموجود

شب تنهایی ماه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۶۶۰

صفحه

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

شب‌ تنهایی ماه خلاصه کتاب: دو دوست قدیمی بعد از چندین سال بی خبری، خیلی اتفاقی همدیگر را پیدا می کنند. سعید از فرصت استفاده می کند و دختر بزرگ حسام را برای پسر کوچکترش خواستگاری می کند. اما سهند که خاطرخواه دختر دیگریست دل به زندگیش نمی بندد و آن همه تلاش سعید برای برقراری زندگی او تباه می شود. این میان پسر بزرگش عاشق دختر کوچک حسام شده و با گسسته شدن زندگی

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کد تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محض موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان ایرانی
شناسه کالا
kj-911574
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۲۰۲
تعداد صفحه
۶۶۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از مرضیه قنبری

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از سخن

مشاهده‌ی همه

توضیحات

شب‌ تنهایی ماه خلاصه کتاب: دو دوست قدیمی بعد از چندین سال بی خبری، خیلی اتفاقی همدیگر را پیدا می کنند. سعید از فرصت استفاده می کند و دختر بزرگ حسام را برای پسر کوچکترش خواستگاری می کند. اما سهند که خاطرخواه دختر دیگریست  دل به زندگیش نمی بندد و آن همه تلاش سعید برای برقراری زندگی او تباه می شود. این میان پسر بزرگش عاشق دختر کوچک حسام شده و با گسسته شدن زندگی سهند، خواستن او هم دست خوش هیجاناتی غریب می گردد. متحیر و ناباور به سمت صدا چرخید.سهند در چند قدمی او ایستاده بود.پلک زد تا اشک‌هایی که همان لحظه در چشمش حلقه بسته بود،فرو بریزد و او چهره  و قامت محبوبش را بهتر تماشا کند.شاید هم گمان می‌کرد این یک رویاست.رویایی که زود محو و نابود خواهد شد و برای دیدنش نباید فرصت را هرچند کوتاه از دست داد.سهند نزدیک شد و باز هم نزدیک‌تر.با هر قدمی که برمی‌داشت،حال نازنین بیشتر دگرگون می‌شد.دستش را گرچه بی‌رمق،اما دراز کرد.می‌خواست بودنش را حس کند.رعنا برخاست و بی‌صدا بیرون رفت.سهند به جای او نشست و نگاه عمیق و طولانی‌اش را به چشمان سبز نازنین دوخت.