پرش به محتوای صفحه

شغل شریف

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

در بخشی از داستان‌های کوتاه کتاب به نام «زنی در سایه» می‌خوانیم: «سعید از پای ماشین تا اتاق نشیمن را تندتر از همیشه و البته خوشحال‌تر از هر روز پیمود. یک شاخه گل رز آبی هلندی را، که از توی دسته‌گل یکی از مریض‌هایش بیرون کشیده بود، بو کشید و سحر را صدا زد. صدا توی خانه‌ای که انگار خالی از سکنه بود، پیچید. مثل کمیتۀ جست‌و‌جوی مفقودان شروع به تفحص کرد؛ هال، پذی

۱۶۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-159850

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب الواتان

سوره مهر

۱۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بازمانده

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تردید

سوره مهر

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پریزاد

سوره مهر

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پناهگاه

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ستارخان

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب افرت

سوره مهر

۲۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی

سوره مهر

۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غریبه

سوره مهر

۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترسک

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برهوت

سوره مهر

۹۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی نشان

سوره مهر

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شمارش معکوس

سوره مهر

۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از پایان

سوره مهر

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب استعاره

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یلدا

سوره مهر

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درویش

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

در بخشی از داستان‌های کوتاه کتاب به نام «زنی در سایه» می‌خوانیم: «سعید از پای ماشین تا اتاق نشیمن را تندتر از همیشه و البته خوشحال‌تر از هر روز پیمود. یک شاخه گل رز آبی هلندی را، که از توی دسته‌گل یکی از مریض‌هایش بیرون کشیده بود، بو کشید و سحر را صدا زد. صدا توی خانه‌ای که انگار خالی از سکنه بود، پیچید. مثل کمیتۀ جست‌و‌جوی مفقودان شروع به تفحص کرد؛ هال، پذیرایی، اتاق خواب، و سرویس‌های بهداشتی. نجیبانه گمان می‌کرد حتماً سحر برایش برنامه غافلگیرکننده‌ای دارد. رفت توی اتاق خواب. چقدر همه چیز به نظرش تر و تمیز می‌آمد. بوی خوش اسپری سحر خستگی‌اش را حسابی کم کرد. «گلی خانم کجایی؟» و زد زیر آواز. ـ تو چه باشی، چه نباشی پیشم بمونی یا جدا شی ـ من واسه‌ت عوض نمی‌شم. من واسه‌ت عوض نمی‌شم سعید نه فقط مانند هر موجود نر دیگر برای جذب مادیانش، بلکه مثل فرهیخته‌ای سرخوش و عاشق برای گلی خانمش می‌خواند. هیچ کس واقعاً در خانه نبود و تنها صدایی که به گوش می‌رسید، صدای موتور یخچال بود. «هر جا باشد پیدایش می‌شود. » این تنها جمله‌ای بود که وقتی با یک تکه نان ته بشقاب کشک و بادمجانش را پاک کرد، مدام از سر و کول ذهنش بالا می‌رفت. «کشک و بادمجان سحر این قدر خوشمزه نبودا؛ قبلاً ها!» نیم ساعت اول را خوش‌خیالانه منتظر ماند. سعی کرد خونسرد باشد. حتی چند نفس عمیق هم کشید تا روحیه‌اش را از دست ندهد یا شاید به خودش روحیه بدهد. اما همۀ نکات روان‌شناسانه بعد از نیم ساعت رنگ باختند. کم کم ردّ پای دلهره داشت پیدا می‌شد.»

۱۶۵٬۰۰۰تومان