شهریار|ماکیاولی
۲۰۷
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
گزیده ای از کتاب شهریار در دسامبر 1507 ميلادى ماكسيميليان يكم خود را مهيا مىكرد تا از آلمان به ايتاليا حمله كند، فرماندار كل كه چندان به سفير خود در دربار ماكسيميليان اعتماد نداشت، ماكياولى را راهى آلمان نمود. در اين سفر ماكياولى سه روز در سوئيس بهسر برد و توانست نگاهى باريكبينانه به اين كشور داشته باشد، در آغاز کتاب شهریار می خوانیم نيكولو ماكياولى در فر
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- زندگینامه و خاطرات
- شناسه کالا
- kj-239627
- تعداد صفحه
- ۲۰۷
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی محمود محمود
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب شهریار در دسامبر 1507 ميلادى ماكسيميليان يكم خود را مهيا مىكرد تا از آلمان به ايتاليا حمله كند، فرماندار كل كه چندان به سفير خود در دربار ماكسيميليان اعتماد نداشت، ماكياولى را راهى آلمان نمود. در اين سفر ماكياولى سه روز در سوئيس بهسر برد و توانست نگاهى باريكبينانه به اين كشور داشته باشد، در آغاز کتاب شهریار می خوانیم نيكولو ماكياولى در فرهنگ سياسى بهعنوان چهرهاى نكوهش شده، ستاينده قدرت و طرفدار رذايل اخلاقى حاكمان شناخته شده است، شهرت او به عنوان يك نظريهپرداز سياسى از زمان انتشار كتاب شگفت او «شهريار» جهانگير شده و در ايران نيز آثار او خوانندگانى بسيار داشته است، او كيست و اين همه نام و بدنامى از كجا ريشه مىگيرد. تلاش مىكنيم در گذرى بر زندگى او به بررسى انديشههايش نيز بپردازيم تا پرتوى به چهره او انداخته شود. وى سوم ماه مه 1469 ميلادى در شهر فلورانس و خانوادهاى متوسط پاى به عرصه حيات نهاد. پدرش برنارد از خانوادهاى اشرافى ولى تهيدست شده بود. او در خانوادهاى شش نفره مىزيست و پدرش علاقه داشت كه فرزندانش تحصيل كنند و براى اين امر از هزينه كردن ابايى نداشت، او خوبمىدانست كه پيشرفت فرزندانش تنها در پرتو تحصيلات آنها ميسر مىشود و توان مالى خانواده راه ديگرى فرا راه آنان نمىگذارد. ماكياولى در هشت سالگى به نزد معلم لاتين فرستاده شد. پدرش براى خريد كتابهاى لاتين پسر هزينه زيادى مىكرد و به همين دليل فقر بيشترى دامنگير خانواده شد، اين هزينهها اما براى نيكولوى جوان نتيجهبخش بود و او توانست در 29 سالگى به رياست «ديوان دوم» و عضو يك «شوراى ده نفره» فرمانروايى فلورانس برگزيده شود كه در آن درباره سياستهاى خارجى و امنيتى جمهورى فلورانس تصميم گرفته مىشد، نيكولو در مشاغل خود به خوبى از عهده وظايف محوله برمىآمد و سال به سال پيشرفت بيشترى مىكرد. او به عنوان سفير و ديپلمات به نزد سزار بورژيا [2] كه سخت مورد ستايش او بود و به قصر ماكسيميليان [3] و بالاتر از اينها به دربار فرانسه فرستاده شد، در كنار اين وظايف، عهدهدار ساماندهى مجدد نيروى نظامى فلورانس شد، او در فلورانس يك ميليشياى نظامى تشكيل داد. وى در سفر به دربار فرانسه و مدت پنج ماه اقامت در اين كشور، چيزهاى فراوان آموخت و ملتى قدرتمند را شناخت كه در سايه يك فرمانروايى با سنن و نهادهاى سياسى پابرجا زندگى مىكردند. نظامىگرى و عملگرايى امورى بود كه نيكولو به آنان دلبستگى داشت و در فلورانس نيز بيشتر دوستدار امور عملى بود و اين به دورانى است كه سزار بورژيا سر بر كشيده بود و جمهورى فلورانس توسط وى در خطر از دست رفتن بود، ماكياولى در اين دوران نه تنها نويسندهاى ديوانى بود، بلكه روح سركش و ناآرامش او را همواره آماده رودررويى با خطرات و دشوارىها مىداشت. در اين دوران (1503 م) كتاب كوچكى به اسم «درباره شيوه رفتار با شهروندان سركش والديكينا» نوشت و براى اولين بار اصلى نظرى را مطرح كرد كه : «جهان هميشه پُر از آدميانى بوده است كه شهوتهاى همسان داشتهاند». او دوبار به نزد بورژيا فرستاده شد، در 1502 شاهد كينجويى خونين او از سرهنگانش در سينگاليا [4] شد كه گزارشى نيز به اسم «در باب شيوهاى كه امير والنتينو [5] براى كشتن ويتلوتسو انتخاب كرد» درباره آن نگاشت. سزار بورژياى بدخو همواره مورد توجه نيكولا بود، در آن دوران كه ايتاليا تكه تكه شده و در زير سم ستوران سواران فرانسوى و اسپانيايى نفسهايش به شماره افتاده بود، بىرحمى، پايدارى، دليرى و رندى بورژيا او را براى ماكياولى تبديل به چهرهاى آرمانى كرده بود، او در چهره وى «شهريار تازهاى» را مىديد كه مىتوانست ناجى ايتاليا باشد. ترديدى نيست كه در كتاب «شهريار» آرمانى كردن چهره بورژيا يكى از اهداف نويسنده بوده است. در 1503 ميلادى پاپ الكساندر ششم پدر سزار بورژيا، درگذشت و جانشين وى پيوس [6] سوم نيز چندان دوام نياورد، ماكياولى براى حضور در جلسه پنهانى كاردينالها براى برگزيدن پاپ جديد به رم فرستاده شد. در آنجا او شاهد انتخاب يوليوس [7] دوم به مقام پاپى بود كه دشمنى آشتىناپذير براى بورژيا بود. پس از آن شاهد سرنگونى قهرمان آرمانى خود بود كه به زندانى شدن بورژيا منتهى شد، چيزى كه ماكياولى با شور از آن ياد مىكند زيرا باور دارد كه بورژيا عليه مسيح شورش كرده بود. در همين دوران، در فلورانس پيروسودرينى بهصورت مادامالعمر بهعنوان فرماندار كل برگزيده شد و نيكولو توانست راهى در دل او بجويد و مقرب دستگاه وى شود، او خيلى زود دست راست فرماندار گرديد. در اين زمان درصدد بهكار بستن انديشههاى نظامى خود برآمد. بهكارگيرى سپاهيان مزدور طى سدهها توسط ايتاليايىها در جنگهاى درون و برون مرزى و بىبند و بارى، عدم وفاى به عهد، خ






































