شرح غزلیات حافظ (قابدار)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

وزیری

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از شرح غزليات حافظ شرح چهارجلدی دکتر بهروز ثروتیان بر غزلیات حافظ را انتشارات نگاه در سال 1388 منتشر کرده است در آغاز کتاب شرح غزليات حافظ؛ می خوانیم پيشگفتار دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند گِل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند راستى از زمان حافظ تاكنون كسى دانسته است كه خواجه در خواب خوش يا در مشاهده خويش چه صحنه‌اى را ديده است؟ گمان نمى‌رود كه يكى بت

۳٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-357454
قطع
وزیری
نوع جلد
شومیز

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از بهروز ثروتیان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب زنان افسانه ای در آثار نظامی گنجه ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شرح غزلیات حافظ (4جلدی)

بهروز ثروتیان

نگاه

۳٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شرح غزلیات حافظ ثروتیان (4جلدی،باقاب)
۳٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب صدای پای آب

بهروز ثروتیان

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لیلی و مجنون (کمیاب)

بهروز ثروتیان

دفتر پژوهش های فرهنگی

۳۷۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب خوشه (یادنامه نخستین هفته شعر)
۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیگر کسی صدایم نزد

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مهدی اخوان ثالث (شعر زمان ما 2)

مهدی اخوان ثالث

نگاه

۸۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بانو با سگ ملوس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ48)

آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی عبدالحسین نوشین

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کات منطقه ممنوعه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گرسنه

کنوت هامسون

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۳۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی و هنر وان گوگ

پیر کابان

ترجمه‌ی علی اکبر معصوم بیگی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب 24 ساعت از زندگی یک زن (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ84)

اشتفن تسوایک

ترجمه‌ی رضا سیدحسینی، عبدالله توکل

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ساندویچ ژامبون

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۷۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جولیوس قیصر

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی ابوالحسن تهامی

نگاه

۳۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب لالایی (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ67)

لیلا سلیمانی

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زوال فرشته

یوکیو میشیما

ترجمه‌ی غلامحسین سالمی

نگاه

۴۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه بهترین داستان های کوتاه (4جلدی،باقاب)

دیگران، آنتوان پاولوویچ چخوف

ترجمه‌ی احمد گلشیری

نگاه

۲٬۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عاشق آتشفشان (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ72)

سوزان سانتاگ

ترجمه‌ی فرزانه قوجلو

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزار پیشه

چارلز بوکوفسکی

ترجمه‌ی علی امیر ریاحی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فریدون توللی (شعر زمان ما18)
۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سرمایه در سده بیست و یکم

توماس پیکتی

ترجمه‌ی ناصر زرافشان

نگاه

۱٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از شرح غزليات حافظ شرح چهارجلدی دکتر بهروز ثروتیان بر غزلیات حافظ را انتشارات نگاه در سال 1388  منتشر کرده است در آغاز کتاب شرح غزليات حافظ؛ می خوانیم پيشگفتار دوش ديدم كه ملايك در ميخانه زدند         گِل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند راستى از زمان حافظ تاكنون كسى دانسته است كه خواجه در خواب خوش يا در مشاهده خويش چه صحنه‌اى را ديده است؟ گمان نمى‌رود كه يكى بتواند آن صحنه را پيش چشم بياورد  زيرا با توجه به معانى مجازى، نقلى و وضعى كلمات در اين بيت، هفتادودو معنى بر آن قابل پيش‌بينى است: «ديدن، ميخانه، آدم و پيمانه» هريك حامل چند معنى است [1]  (ر.ك: شرح بيت) و خواجه خود درس عملى فن بيان تدريس مى‌كند و از آن است كه مى‌فرمايد : جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه         چون نديدند حقيقت رهِ افسانه زدند يعنى كسى از حقيقت خواب يا مشاهده حافظ چيزى نديده و از آن است كه ره افسانه مى‌زند و هركس به تعبيرى دست مى‌برد. راستى غرض خواجه از طرح اين مطلب چيست؟ ـ آيا او نمى‌خواهد بگويد كه كسى نمى‌داند «امانت» چيست و مفسّران هرچه مى‌گويند از تعبير و گمان خويش مى‌گويند زيرا حقيقت را نديده‌اند: «اِنّا عَرَضْنَا الاَمانَةَ عَلَى‌السَّمواتِ وَالاْرضَ وَ الجِبالِ فَأَبَيْنَ أنْيحمِلْنَها وَ اَشْفَقْنَ مِنها وَ حَمَلها الإنسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلومآ جَهولا» 72/ الاحزاب  33 يعنى: ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه كرديم، پس، از برداشتن آن سر باز زدند و از آن هراسناك شدند و انسان آن را برداشت، راستى او ستمگرى نادان بود. و حافظ مى‌گويد: «امانت يك يا دو معنى ندارد بلكه «تعهد، مسؤوليّت، اختيار، عقل، عشق، نفس و… الخ» همه در اين معنى مى‌گنجد و از آن است كه : آسمان بار امانت نتوانست كشيد         قرعه كار به نام من ديوانه زدند انگيزه غزلسراى فارس همين نكته است كه او را به سرودن غزلى زيبا و بى‌همتا برمى‌انگيزد و او مى‌گويد: من خوابى يا مشاهده‌اى ديده‌ام و شما نمى‌توانيد بدانيد كه من چه ديده‌ام؟ و اگر شما بر سر تفسير و تعبير معانى سخنان من جنگ مى‌كنيد عذر شما را مى‌پذيرم چون حقيقت را نديده‌ايد. و درباره امانتنيز : شكر ايزد كه ميان من و او صلح افتاد         حوريان رقص‌كُنان باده مستانه زدند در طرح شگفت‌انگيز اين مطلب است كه خواجه سخن دل خود را بازمى‌گويد و در برخى از مسائل و مُبهمات قرآنى، تعابير مفسّران را به بوته سؤال مى‌برد و آن‌گاه از اين همه چابكدستى و هنر خويش مست و مدهوش مى‌شود و در عالم بى‌خبرى مى‌گويد : كس چو حافظ نكشيد از رخ انديشه نقاب         تا سر زلفِ سخن را به قلم شانه زدند يعنى انديشه مانند عروسى است كه كسى از جلوه و جمال او آگاهى ندارد و رخسار او را نديده است و سخنورى چون حافظ در دنيا نبوده است تا نقاب و روبَند از رخ اين عروس زيبا بكشد و آن را در معرض تماشا بگذارد و اين حادثه از آغاز شعر و سخن منظوم تاكنون امكان‌پذير نبوده است و از آن زمان كه سر زلفِ عروس سخن را با قلم شانه زده و آن را به نظم كشيده‌اند هيچ‌كس نتوانسته است هرآن‌چه را كه در دل دارد و خطرناك است مانند حافظ به زيبايى هنر بيارايد : ساقى بيا كه يار زِ رخ پرده برگرفت         كار چراغ خلوتيان باز درگرفت آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت         وين [2]  پير سالخورده جوانى ز سرگرفت در شرح سودى (ص 530 جلد اول) مى‌نويسد [3]  : («محصول بيت ـ اى ساقى بيا كه يار از رخش پرده و حجاب را برداشت و باز چراغ اهل خلوت شعله‌ور شد يعنى چراغشان روشن گشت، يعنى اهل خلوت را كه چراغشان خاموش بود دوباره روشن شد حاصل اين‌كه رخ جانان را به چراغ روشن و مستور كردن روى و پشت پرده قرار گرفتن او را به خاموشى چراغ تشبيه مى‌كند، و دوباره برداشتن حجاب و نشان دادن رويش را به چراغى تشبيه مى‌كند كه براى بار دوم شعله‌ور شده» و در صفحه 531 در معنى بيت دوم مى‌نويسد : ]«محصول بيت ـ آن شمع سرگرفته، يعنى آن شمع مشتعل، دوباره چهره‌اش را برافروخت، و اين پير سالخورده از آن‌كه آن شمع دوباره مشتعل گشته جوانى را از سرگرفت يعنى از نو جوان شد، حاصل مقصود، از وقتى كه جانان چهره‌اش را از ما مستور و پوشيده مى‌داشت ضعف پيرى و ناتوانى ما را عارض شده بود، اما همين‌كه چهره خود را نمايان ساخت از ذوق و شوقش جوانى را از نو شروع كرديم، مضمون اين دو بيت اين معنا را اشعار مى‌دارد كه جانان خواجه به‌سبب عارضه‌اى چهره خود را پوشيده و مستور مى‌داشت و بعد كه عارضه برطرف شده دوباره روى پاكش را باز نموده و نمايان ساخته است»!)[ علّامه سودى بسنوى بالكانى (وفات 1006 هجرى) گناهى ندارد و نمى‌داند و اى بسا در تعبيرات و شرح‌هاى ديگران نيز كار بر همين نهج و شيوه پيش برود، قطعآ هركس مى‌خواهد به مقصود شاعر پى ببرد و در اين راه مى‌كوشد و امّا اگر نمى‌ت

۳٬۲۵۰٬۰۰۰تومان