شرح سودی بر حافظ (همراه با قاب)
۲۳۴۴
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
وزیری
قطع
گالینگور
نوع جلد
در آغاز کتاب شرح سودی بر حافظ، میخوانیم: مقدمه استاد سعيد نفيسى شمسالدين محمد حافظ دستانسراى شيراز برترى مسلمى بر همه سخنسرايان هر زمان و هر زبان دارد و آن اين است كه شعر او بيان بسيار دقيق و احساسات و افكار نياكانى است كه آنها پشت در پشت انديشه كرده و خوب و بد جهان را سنجيدهاند. همه شاعران بزرگ افكار مشترك آدمىزادگان از هر نژاد و هر عقيده را بيان كرد
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-590287
- تعداد صفحه
- ۲۳۴۴
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- گالینگور
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
در آغاز کتاب شرح سودی بر حافظ، میخوانیم: مقدمه استاد سعيد نفيسى شمسالدين محمد حافظ دستانسراى شيراز برترى مسلمى بر همه سخنسرايان هر زمان و هر زبان دارد و آن اين است كه شعر او بيان بسيار دقيق و احساسات و افكار نياكانى است كه آنها پشت در پشت انديشه كرده و خوب و بد جهان را سنجيدهاند. همه شاعران بزرگ افكار مشترك آدمىزادگان از هر نژاد و هر عقيده را بيان كردهاند و به همين جهت آثارشان مشترك در ميان همه آدميان است و تنها گهگاهى نكتهاى را از عقايد خاص نژادى خود به ميان آوردهاند. به همين جهت است كه شاهكارهاى سرايندگان را مىتوان به هر زبانى ترجمه كرد و اگر ملايمات لفظى و صنايع لفظى پيش نيايد به هر زبان كه ترجمه كنند از زيبايى آن چيزى كاسته نمىشود. حافظ يگانه شاعرى است كه بيشتر سخنان او هزاران گوشه و كنايه از عقايد وافكار خاص ايرانيان در بر دارد و به همين جهت تعبيرات خاص او به هيچ زبانى درخور ترجمه كردن نيست. با همه مناسبات نزديكى كه در ميان شعر فارسى و شعر اردو و شعر تركى هست و شعر اردو و شعر تركى از هر حيث پيرو و تابع شعر فارسى است تاكنون نتوانستهاند شعر حافظ را به اين دو زبان هم ترجمه كنند. اين پيوستگى تام سخن حافظ با روح ايرانى سبب شده است كه بگوييم حافظ نخستين سرايندهاى است كه روش امپرسيونيسم را در شعر فارسى وارد كرده و ناچار در بسيارى از اشعار او كنايات و اشارت و استعاراتى هست كه سوابق ذهنى فراوان مىخواهد و كسانى كه از اين سوابق محرومند حاجت به شرح و توضيح و تفسير دارند. به همين جهت چه به زبان فارسى و چه به زبان اردو و چه به زبان تركى كتابهاى چند در شرح اشعار حافظ نوشتهاند. تا جايى كه من خبر دارم پنج شرح به زبان فارسى بر ديوان حافظ نوشتهاند: مفتاح الكنوز على حافظ الرموز تأليف قطبالدين قندهارى. بدر الشروح تأليف بدرالدين اكبرآبادى، شرح مشكلات ديوان حافظ تأليف پير مراد متخلص به مشفق، شرح ديوان حافظ تأليف افضلالله آبادى، بحرالفراسة اللافظ فى شرح ديوان حافظ تأليف عبيدالله خويشكى متخلص به عبدى. يك شرح به زبان اردو معروف به شرح يوسفى تأليف يوسف عليشاه چشتى نظامى كه در 1307 قمرى به پايان رسانيده است. به زبان تركى نيز چهار شرح نوشتهاند: شرح مصطفى بن شعبان متخلص به سرورى درگذشته در 969، شرح شمعى درگذشته در حدود سال 1000 هجرى قمرى و دو شرح مختصر و مفصل از سودى بوسنوى متوفى در حدود سال 1006 ه .ق.. درباره سودى بوسنوى كه مردى بسيار دانشمند و شاعرى توانا و مؤلفى پركار بوده و در سه زبان تركى و تازى و پارسى دست داشته است چندان آگاهى دقيق نداريم. همينقدر پيدا است كه از مردم سرزمين بسنه يا بوسنه يا بوسنى در بالكان بوده است كه مدتها از متصرفات امپراتورى اتريش و دولت عثمانى بوده و هنگام استقلال عربستان در سال 1878 ميلادى و رهايى از استيلاى تركان عثمانى جزو آن كشور شده و اينك از نواحى دولت جمهورى يوگوسلاوى [1] است. از زمانهاى قديم بسيارى از مردم اين سرزمين به دين اسلام گرويدهاند و به فرهنگ اسلامى و شرقى خو گرفتهاند و در ميان ايشان چندين شاعر و نويسنده زبان پارسى بودهاند. سودى بيشتر در استانبول مىزيسته و آموزگار فرزندان اعيان دربار عثمانى بوده و مؤلفات خود را در استانبول فراهم كرده است. وى در سه زبان تركى و فارسى و عربى دست داشته و آنچه از او مانده است شرح مثنوى مولانا جلالالدين و شرح گلستان و شرح بوستان سعدى و دو شرح ديوان حافظ را بايد برشمرد. شافيه و كافيه ابنحاجب را كه دو منظومه معروف در قواعد زبان تازى است به تركى ترجمه كرده است. وى نخست شرح مختصرى بر ديوان حافظ نوشته و سپس اين شرح مفصل را كه ترجمه آن در اين صحايف به نظر خوانندگان مىرسد فراهم كرده است. ترديدى نيست كه شرح سودى مهمترين كتابى است كه درباره اشعار حافظ تاكنون تأليف كردهاند. در اين مدت نزديك به سىصد و پنجاه سال، كه از تأليف آن مىگذرد اين كتاب يكى از مهمترين كتابها براى معرفى يكى از فصلهاى برجسته ادب ايران بهشمار رفته و كاملاً سزاوار آن بوده است كه ايرانيان نيز از آن برخوردار شوند. به همين جهت در دوره دكترى ادبيات فارسى دانشكده ادبيات كه شوق سرشارى در خانم ستارزاده براى اينگونه كارهاى دشوار ادبى ديدم و روزبه روز در اين نظر راسختر و پابرجاتر شدم ترجمه اين كتاب بسيار مفيد را به وى پيشنهاد كردم. خانم ستارزاده از دشوارى اين كار و مدتهاى مديد صرف وقت در اين راه نهراسيد و در همان گام اول پيشنهاد مرا پذيرفت و به اين كار دشوار دست زد و نمونه مسلمى از همت و پشتكار و دقت و آگاهى و دانايى خويش در اين اوراق بهيادگار گذاشت. من از اهميت كار خانم ستارزاده و ستايشى كه درباره وى دارم چيزى نمىگويم و اين صحايف خود بهترين گواه و محرك دوستداران ادب ايران براى قدردانى


































