سنگ صبور
در این داستانها، خواستگاری، ازدواج، عاشق شدن و سختیهایی که ممکن است بر سر راه زندگی مشترک باشند از دید زنان مطرح شدهاند: «میخواهم ازدواج کنم. با حیرت نگاهش کردم. جدی؟ با کی؟! یک مرد زندار که دلش بچه میخواهد؛ اما خدا از او دریغ کرده. خیره به او ماندم. دو سالی میشدکه از بابا جدا شده بود؛ اما مقصر نبود. از وقتی که یادم میآمد، او را در حال کار و زحمت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-358149
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
در این داستانها، خواستگاری، ازدواج، عاشق شدن و سختیهایی که ممکن است بر سر راه زندگی مشترک باشند از دید زنان مطرح شدهاند: «میخواهم ازدواج کنم. با حیرت نگاهش کردم. جدی؟ با کی؟! یک مرد زندار که دلش بچه میخواهد؛ اما خدا از او دریغ کرده. خیره به او ماندم. دو سالی میشدکه از بابا جدا شده بود؛ اما مقصر نبود. از وقتی که یادم میآمد، او را در حال کار و زحمت دیده بودم. زحمت میکشید و خرج زندگیمان را درمیآورد. در عوض، بابا همه را خرج اعتیاد کرد. همیشه یا ما را کتک میزد یا بد و بیراه میگفت. پرسیدم: «زنش خبر دارد؟» مشکل من این چیزها نیست. مشکل من تو هستی. من؟ خوب، اگر بخواهم ازدواج کنم… تو را چه کار کنم؟ هاج و واج نگاهش کردم. برای یک لحظه حس کردم زیادی هستم. وقتی از بابا جدا شد، خواهر و برادر کوچکم را مادر پدرم برد. میخواستند مرا هم ببرند؛ اما من، مادرم را انتخاب کردم. درواقع از پیش آنها فرار کردم و ترجیح دادم که پیش مادرم باشم؛ بخصوص که پدرم هم به زندان افتاده بود.»



































