پرش به محتوای صفحه

سوگند به فرشتگان در صف

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۲۰۸

صفحه

۱۳۹۶

سال چاپ

رقعی

قطع

رزان که از بیماری طولانی مادرش خسته است، برای ادامه زندگی به نروژ کوچ می کند و برادرش رهام در ایران با اندوه مرگ ماد، افسردگی پدر و عشقی در شرف از دست رفتن دست و پنجه نرم می‌کند: «دقایق زیادی را توی راهرو منتظر می‌نشینم تا به من اجازهٔ ورود داده می‌شود. وقت حرکت، سربازی مرا در طول راهرو همراهی می‌کند و مسیر را نشانم می‌دهد. سطح راهرو از کاشی‌های صیقلی پوشیده

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-823839
شابک
۹۷۸۶۰۰۰۳۰۲۵۵۹
تعداد صفحه
۲۰۸
قطع
رقعی
وزن
۲۳۲ گرم
سال انتشار شمسی
۱۳۹۶

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب الواتان

سوره مهر

۱۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بازمانده

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تردید

سوره مهر

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پریزاد

سوره مهر

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پناهگاه

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ستارخان

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب افرت

سوره مهر

۲۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی

سوره مهر

۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غریبه

سوره مهر

۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترسک

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برهوت

سوره مهر

۹۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی نشان

سوره مهر

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شمارش معکوس

سوره مهر

۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از پایان

سوره مهر

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب استعاره

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یلدا

سوره مهر

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درویش

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

رزان که از بیماری طولانی مادرش خسته است، برای ادامه زندگی به نروژ کوچ می کند و برادرش رهام در ایران با اندوه مرگ ماد، افسردگی پدر و عشقی در شرف از دست رفتن دست و پنجه نرم می‌کند: «دقایق زیادی را توی راهرو منتظر می‌نشینم تا به من اجازهٔ ورود داده می‌شود. وقت حرکت، سربازی مرا در طول راهرو همراهی می‌کند و مسیر را نشانم می‌دهد. سطح راهرو از کاشی‌های صیقلی پوشیده شده که مهتابی‌های خاموش روی سقف را شبیه لکه‌های سیاه نمایش می‌دهند، در امتداد هم و مقطع، درست شبیه خط‌کشی‌های خیابان، اما با رنگی متفاوت. راهرو به نظر نمی‌رسد تمامی داشته باشد. لرزم می‌زند. هوا سرد است و دیوارهای سپید و لک‌گرفتهٔ راهرو بر این سردی می‌افزاید. روی دیوار سمت چپ من با فاصله‌های کوتاه پنجره‌هایی کار گذاشته‌اند که در مسیر هم و به صورت سریالی می‌شود محوطهٔ ساختمان را دید. محوطه خالی است و باد سردی می‌وزد. این را می‌شود از حرکت سریع پرچم بالای دیوار دریافت.»