پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

سرآشپز

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۸۰

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۴۲۵٬۰۰۰۲۰٪۳۴۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

کتاب «سرآشپز» نوشتۀ ماری ایندیای ترجمۀ ژاله کهنمویی‌پور گزیده ای از متن کتاب خب بله، البته، این نکته را بارها از او پرسیده‌اند. حتی می‏شود گفت از وقتی سرآشپز مشهوری شده، مدام این مطلب را از او پرسیده‏اند، درست مثل ‏اینکه رازی در اختیار داشته باشد که از سر ضعف و خستگی و بی‌تفاوتی ممکن بود درنهایت آشکارش کند، یا شاید هم از سر بی‌خیالی، یا غلیان ناگهانی بلندنظری‏ای که موجب می‌شد به همۀ آنهایی که شغل آشپزی وسوسه‏شان می‏کند علاقه‏مند شود، همچنین به‏سبب نوعی احساس افتخار و درهرحال به‏سبب آوازه‏ای مسلم. بله، بی‌شمار بودند کسانی که بالاخره این شهرت باشکوه مجذوبشان می‌کرد، شهرتی که او بدون آنکه در جست‌وجویش باشد کسب کرده بود و شاید آن‏ها با خود می‏گفتند یا پیش خود تصور می‌کردند که او توضیح معما را در اختیار دارد، چراکه آنها به وجود معما در کار او اعتقاد داشتند، چون او چندان باهوش نبود. ولی آنها دچار اشتباهی مضاعف بودند. او بی‏اندازه باهوش بود، وانگهی برای توفیق در این حرفه این‌همه هوش ضرورت نداشت. دوست داشت درباره‌اش اشتباه کنند. از اینکه به او نزدیک شوند و مزۀ دهنش را بفهمند، یا در معرض این قرار بگیرد که رازش را بخوانند، بیزار بود. نه، نه، هرگز قبل ‏از من هیچ محرم رازی نداشت، زیادی اکراه داشت. غالباً آنچه ذهن شما هم درگیر آن است، از او می‏پرسیدند و او هربار شانه‌ها را بالا می‌انداخت و لبخندی می‌زد با همان حالتی که دوست داشت به ‏خود بگیرد، کمی حیرت‏زده و غایب، صادقانه یا فریبکارانه فروتن که به‏‌درستی معلوم نبود، و جواب می‌داد: کار سختی نیست، فقط باید نظم و ترتیب داشت. و وقتی پافشاری می‌کردند بسنده می‌کرد که بگوید: کافی است آدم کمی ذوق‏ و سلیقه به ‏خرج بدهد، کار دشواری نیست. آن‏وقت پیشانی بلند و تنگش را کمی برمی‏گرداند، لب‏های نازکش را به ‏هم می‏فشرد، مثل اینکه بخواهد بگوید نه‌تنها بیش‏ازآن حرفی نخواهد زد، بلکه آمادۀ پیکار است برای‏ آنکه نتوانند به‏زور دهانش را باز کنند. حالت چهره‌اش، حتی حالت اندامش که نفوذناپذیر و سرد بود، گاهی نشان از کندذهنی و سازش‌ناپذیری عجیبی داشت که مانع از هر پرسش تازه‌ای می‌شد و آدم‏ها به‏جای اینکه به‏ خود ایراد بگیرند که مزاحمش شده‏اند، باور داشتند او ابله است. سرآشپز از ذکاوت شگفت‌آوری برخوردار بود. چقدر دوست داشتم وقتی می‏دیدم از اینکه زن کوته‌اندیشی به نظر بیاید لذت می‌برد! احساس می‌کردم این شناخت زیرکانۀ هر دو نفرمان از ظرافت فکری عمیقش، پیوندی بین ما شکل داده که برای من بسیار ارزشمند بود و برای او هم چندان ناخوشایند نبود، اما این موضوع منحصر به من نمی‏شد، زیرا کسان دیگری، همان‏هایی که از سال‌ها قبل او را می‌شناختند، از ذکاوت و تیزهوشی‏اش خبر داشتند و حتی حدس می‏زدند که تا چه‏ حد برایش مهم است این خصوصیات را از افراد ناشناس و فضول پنهان دارد، اما من جوان‏ترین کارمند او بودم و قبلاً هم ‌نمی‌شناختمش، یعنی زمانی که او هم هنوز قصد نداشت خود را پنهان کند، من جوان‌ترین آن‏ها بودم و کسی که از همه عمیق‏تر او را دوست می‏داشت. تمجیدهایی که از آشپزی‏اش می‌کردیم به‏نظرش اغراق‌آمیز می‌آمد. شکل بیان این تمجیدها را مسخره و تصنعی می‏یافت، یعنی مسئلۀ سبک‏وسیاق بود. هیچ‌کجا به تکلف،‏ به سبک فاخر، اهمیت نمی‏داد و آن را مراعات نمی‌کرد. شور و هیجان را درک می‌کرد، چراکه خود عامل تولیدش بود، درست است، و از نمایان شدن آن در چهرۀ مهمانانش شاد می‌شد، چون به‏‌هرحال از سال‏ها پیش، روز از پس روز و تقریباً بی‏آسودنی در این راه می‏کوشید. ولی کلمات برای توصیف همۀ این‏ها به نظرش مبتذل می‌آمد. فقط کافی بود بگویند: خیلی خوشمزه است، زیاده بر این طلب نمی‌کرد، به‏هیچ‏وجه. معتقد بود توصیف جزئیات اصول و آثار لذتی که‏ مثلاً از ژیگوی برۀ پیچیده در سبزیجات او احساس می‌شد (چراکه این غذا امروز مشهورترین غذای اوست و نماد شگرد او در آشپزی؛ گرچه کسی نمی‏دانست که خودش دیگر نمی‌خواست آن را بپزد، خسته شده بود، همچون خواننده‌ای که همواره از او می‏خواهند آهنگ مشهور قدیمی‏اش را به هر مناسبتی بخواند، دیگر تا حدی حالش از این ژیگوی بره به ‏هم می‌خورد و نسبت به این غذای فوق‌العاده کینه به ‏دل گرفته بود، چون مشهورتر از خودش شده بود و غذاهای دیگرش را، باوجود زحمت زیاد و هنر بیشتری که برای آماده کردنشان به کار می‌برد و بیشتر بهشان افتخار می‌کرد، در سایه‏ای می‏گذاشت که سزاوارش نبودند)، همچنین تحلیل شکل‏های گوناگون این لذت، نوعی تجاوز به حریم نهایی خورنده و طبعاً حریم سرآشپز است و این موضوع معذبش می‌کرد، به گونه‌ای که ترجیح می‌داد هیچ کاری نکرده باشد، هیچ تلاشی، هیچ ازخودگذشتگی‏ای. این کلافگی‏اش را به زبان ‌نمی‌آورد، ولی من خوب می‌دانستم. هرگز ابرازش نمی‌کرد، چراکه

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
زندگی‌نامه و خاطرات
شناسه کالا
kj-483769
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۶۷۴۷۶۲
تعداد صفحه
۲۸۰
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۲۰۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از ژاله کهنموئی پور

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۲۵٬۰۰۰
۳۴۰٬۰۰۰تومان