پرش به محتوای صفحه

سراسر پنجره

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

در بخشی از داستان «تاپو» از این مجموعه داستان کوتاه می‌خوانیم: «حالا اگر پریسا دستش را بی‌هوا ببرد توی سوراخ کُنار دنبال خنجر فولادی کوچک و مار دستش را بگزد، شاید سراسیمه بدوند دنبال وانت که نرسیده به ده وسایل را خالی کرد و گازش را گرفت و رفت ـ که برساندشان بیمارستانی، جایی. اما دست توی سوراخ نمی‌برد. فقط چراغ می‌اندازد توی سوراخ تنه، بعد می‌دود طرف برادر و

۲۷۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-674429

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب الواتان

سوره مهر

۱۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بازمانده

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تردید

سوره مهر

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پریزاد

سوره مهر

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پناهگاه

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ستارخان

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب افرت

سوره مهر

۲۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی

سوره مهر

۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غریبه

سوره مهر

۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترسک

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برهوت

سوره مهر

۹۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی نشان

سوره مهر

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شمارش معکوس

سوره مهر

۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از پایان

سوره مهر

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب استعاره

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یلدا

سوره مهر

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درویش

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

در بخشی از داستان «تاپو» از این مجموعه داستان کوتاه می‌خوانیم: «حالا اگر پریسا دستش را بی‌هوا ببرد توی سوراخ کُنار دنبال خنجر فولادی کوچک و مار دستش را بگزد، شاید سراسیمه بدوند دنبال وانت که نرسیده به ده وسایل را خالی کرد و گازش را گرفت و رفت ـ که برساندشان بیمارستانی، جایی. اما دست توی سوراخ نمی‌برد. فقط چراغ می‌اندازد توی سوراخ تنه، بعد می‌دود طرف برادر و عموزاده‌هایش که بروند سروقت کلید. دیوار پشتی خانه، سنگ شانزدهم، ردیف ششم دیوار را که بردارند، کلید را پیدا می‌کنند. معلوم است قفلی که شصت سال است باز نشده، زنگ زده و با بدبختی باز می‌شود. در هم که باز بشود، اگر چوبی، عصایی، دسته جارویی نداشته باشند که توی تارهای عنکبوت بچرخانند، نمی‌توانند وارد خانه بشوند. اما این کار را هم می‌کنند. بعد هم می‌روند تو و تا بالای طاق و چشمه را پاک می‌کنند و چهار نفری به تارهای عنکبوتِ آویزان از سروصورت هم می‌خندند. اتاق کناری انگار مطبخ هم بوده؛ چون دود یک طرف اتاق را سیاه کرده. آن‌طرفش هم روی یک تخت چوبی رختخواب چیده‌اند تا بالا و صدای موش از لابه‌لایشان بلند است. حالا جیغ‌جیغ دخترها پسرها را وامی‌دارد رختخواب‌ها را از آن یکی درِ مطبخ، که به طرف دره پریزاد باز می‌شود، ببرند کنار دره که موش‌های ریز و درشت از گوشه‌وکنار لحاف و تشک‌های پرخاک و پوسیده همین‌طور بپرند بیرون. ظرف‌ها و دیگچه‌های کج‌وکوله و تاربسته و گلیم‌های بختیاری سنگین از خاک را هم که انداخته‌اند بیرون. بعد با کیسه گچی که از دکان همه‌چیزفروشی امامزاده خریده‌اند، تا جایی که دستشان می‌رسد، یک لایۀ نازک گچ روی کاهگل دیوارهای بی‌پنجره می‌کشند که مثلاً خانه رنگ‌ورویی بگیرد. سوراخ موش‌ها را هم گرفته‌اند. کمی نفت هم که بریزند این‌طرف و آن‌طرف، خیالشان از مار و مور هم کمی راحت می‌شود».

۲۷۵٬۰۰۰تومان