سرگذشت یک روش شناسی نافرجام
۶۰۷
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب «سرگذشت یک روششناسی نافرجام در کاویک یونانی: ریشهها و پیشینهی آن» نوشتۀ داریوش درویشی گزیده ای از متن کتاب: 1 اندرهازش سپاسگزاری اگر بیشتر این نوشته، آمیزهی کژدریافتها و کژراههها باشد، امید دارد که دستکم در بخشهایی، خواننده را به راههایی راهنمای باشد که اگر یاری گشادهدستانهی استادان و دوستان بزرگوار نویسنده نبود، همان راهنماییها نیز به کژراه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- فلسفه
- شناسه کالا
- kj-170449
- شابک
- ۱۴۰۳۰۳۰۵۰۲
- تعداد صفحه
- ۶۰۷
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «سرگذشت یک روششناسی نافرجام در کاویک یونانی: ریشهها و پیشینهی آن» نوشتۀ داریوش درویشی گزیده ای از متن کتاب: 1 اندرهازش سپاسگزاری اگر بیشتر این نوشته، آمیزهی کژدریافتها و کژراههها باشد، امید دارد که دستکم در بخشهایی، خواننده را به راههایی راهنمای باشد که اگر یاری گشادهدستانهی استادان و دوستان بزرگوار نویسنده نبود، همان راهنماییها نیز به کژراهه و بنبستها میفرجامید. از این روی، این خویشکاری بر دوش نویسنده است که از این سروران سپاس بگزارد؛ سرورانی که راهی به نویسنده نمودند و در بازخوانی و ویراستن کژیهای این نوشته بهرهای داشتند. شاید این سیاهه، چُنان که باید، فراگیر نباشد؛ امید که دوستان و استادان بزرگواری که نام ایشان در این سیاهه نیامد، گناه آن را بر دوش یادانبار ناهمراه نویسنده بگذارند و نه دژخویی یا دژاندیشی اوی. نخست باید بر نخستین آموزگارانم، پدر و مادر بزرگوار نماز ببرم و آنگاه از استادانی سپاس بگزارم که در جایگاه راهنمای، رایزن و داور، نخستنیای این نوشته بودند. بخشهایی از این نوشته، چون پایاننامهی دانشگاهی نویسنده، به راهنمایی غلامرضا ذکیانی، رایزنی فرشته نباتی و داوری رضا سلیمان حشمت (هر سه بزرگوار از دانشگاه علامه طباطبایی) نوشته و ارز یافته شد. ایشان سپاس این کمترین را خواهند پذیرفت که در آغاز این پژوهش، چراغِ راهِ نویسنده شدند. افزون بر ایشان، باید از سعید بینای مطلق، که تخمِ شیفتگی به اندیشههای یونانی را در جانِ نگارنده نِهاد، یاد کنم و امید داشته باشم کاستیهای بیشمارِ این نوشته، یادکردِ نامِ ایشان را در این اندرهازشِ سپاسگویانه، کم ارج نساخته باشد. بخشی از این نوشته، سپستر با فرنام «دیالکتیک افلاتون در جهان عربی» به چاپ رسید که پژمان رنجبر گرامی، بزرگوارانه آن را خواند و پارهای نارساییها را به نویسنده گزارد. آراستگیهای آن بخش، فرجام ویرایشهای پیشنِهادی اوست و نویسنده از این روی، او را سپاس میگوید. گفتوگویهای هادی خردمندپور با نویسنده، راه مرا برای بازخوانی بخشهایی از این نوشته گشود و ناهمداستانی ما در رویکرد خردنگرانهی ادبی [1] اوی و رویکرد گسترشباورانهی نگارنده به همپرسهها، [2] باید فرجامِ تهی بودن دستهای نویسنده بوده باشد. وی مهربانانه، سرتاسر این نوشته را بازخوانی کرد و در ویرایش شماری از کاستیها به نگارنده یاری رساند. وحید سلیمانی، در یک باره، اندریافت نادرست نویسنده را از فرازی کهن یادآوَر شد که نویسنده از سپاسگزاری شایسته از او در این باره، ناتوان است. پیشنِهادهای زبانشناسانهی سودمند آلبرتو ریگولیو (دانشگاه آکسفورد) و یوری آرژانوف (دانشگاه روهر بوخوم) به نویسنده، راههای تازهای به او نشان داد و او را به تکاپوی بیشتری انداخت. حسن رضایی باغبیدی، بزرگوارانه راهی پیش پای نویسنده نِهاد که شماری از نوشتههای سریانی را بازبینی کند. محمد ایمانی، رنج فراهم آوُردن یکی از سرچشمههای کهن و فرستادن آن را برای نویسنده بر خود هموار ساخت که سپاس شایسته از مهر او، برای این نویسنده ناشدنی است. پژوهشگرِ ایرانی، نیک میداند که دسترسی به پایاننامههای دانشگاهی در ایران، کاری دشوار و پرهزینه است. در این راه، از مهر دوستانی مانند رضا کورنگ بهشتی، آرش کرامتی و غلامرضا اصفهانی بهرهمند بوده است که سپاس گزاردن از ایشان، کمترین پاسخی است که نگارنده میتواند برای ایشان داشته باشد. برای چاپ این نوشته نیز، کوشش دوستان و همراهانی یاور نویسنده بوده است که از آن میان، ایرج آذرفزا و فرهاد سلیماننژاد بیش از همه کوشیدند و بی همراهی دوستانه و خستگیناپذیر ایشان، کار چاپ این نوشته به زودی پیش نمیرفت. علی یاراحمدی نیز مهربانانه، توان خویش را بر سر آن نِهاد که این نوشته، تا آنجا که میتوان، زودتر آماده شود. همراهی دستاندرکاران ارجمند «نگاه»، به ویژه آقای علیرضا رئیسدانایی و نیز دستگیریهای احسان کریمخانی و اکرم زنوبی نیز در زمینهی چاپ این کار سنگین، بسی بیش از آن است که به زبان آید. کسانی که دستی در چاپ داشته باشند، میدانند که آمادهسازی و چاپ دفتری با این اندازه بهرهگیری از واژگان به زبانهای دیگر، تا چه اندازه میتواند توانفرسا باشد. از همهی استادان و دوستانی که نامشان در این یادداشت برده شد و آنها که کوتاهی نویسنده، نامشان را بیرون از این سیاهه نِهاد، شاگردانه و دوستانه سپاسگزارم. و فراتر از همه، باید از همسرم سپاس بگزارم که بر همهی دشواریها و کمبودهای زندگی با مردی پژوهشدوست، بزرگوارانه چیره آمده و بی همراهیِ پابهپای او، چُنین نوشتهای هرگز فراهم نمیآمد. اندرهازشی پوزشخواهانه این نوشته، که به «فردوسی» پیشکش شده است، چُنانکه خواننده به سادگی میتواند دریافت، تا آنجا که توانسته،


































