پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف
دسته‌ها:رمان خارجیرمانموجود

سرزمین کوچک

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۱۳

صفحه

۱۴۰۱

سال چاپ

وزیری

قطع

گالینگور

نوع جلد

۴۵۰٬۰۰۰۲۰٪۳۶۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

کتاب سرزمین کوچک نوشتۀ گائل فای ترجمۀ آریو یزدان‌بخش گزیده‌ای از متن کتاب مقدمه واقعاً نمی‌دانم این داستان چگونه شروع شد. با این حال، روزی پدرم در کاميون کوچکش همه‌چیز را برايمان توضیح داد. پدر گفت: _ تو بوروندی [1] ، مثل رواندا [2] سه قوم وجود داره. تعداد اوتوها [3] از بقیۀ قوما بیشتره. اونا دماغی بزرگ و قدی کوتاه دارن. پرسیدم: _ مثل دوناتین [4] ؟ پدر گفت: _ نه، اون هم مثل آشپزمون، پروته [5] ، اهل زئیره [6] . او ادامه داد: _ همین‌طور قوم توا [7] و پیگمه‌ها [8] .   از اونا بگذریم عده‌شون خیلی کمه و خیلی به حساب نمی‌آن. سومین قوم توتسی‌ها [9] ان، مثل مادرتون. عدۀ اونا از اوتوها کمتره، لاغراندام و قدبلندن با دماغای ظریف و ما هیچ‌وقت نمی‌دونیم تو کله‌شون چی می‌گذره. پدرم در حالی که انگشتش را به سمتم گرفته بود، ادامه داد: _ گابریل [10] ، تو یه توتسی واقعی‌ای. ما هیچ‌وقت نمی‌دونیم تو به چی فکر می‌کنی. در آن موقع، من هم واقعاً نمی‌دانستم به چه فکر می‌کنم. در هر صورت، نمی‌دانیم دربارۀ این مسائل قومی چگونه باید فکر کنیم. سپس پرسیدم: _ توتسیا و اوتوها که با هم می‌جنگن تو دو کشور متفاوت زندگی می‌کنن؟ پدر گفت: _ نه، این‌طور نیست. هر دو اونا یه سرزمین دارن. _ پس زبانشون با هم فرق داره؟ _ زبانشون هم مشترکه. پرسیدم: _ شاید خداشون با هم فرق داره؟ پدر پاسخ داد: _ نه، اتفاقاً خدای هر دو اونا یکیه. _ پس برای چی با هم می‌جنگن؟ _ برای اینکه شکل دماغاشون با هم فرق داره. گفت‌وگوی ما دربارۀ اقوام همین‌جا تمام شد. این مسئله به نظرم عجیب می‌آمد. شاید بابا هم چیزهای زیادی دراین‌باره نمی‌دانست. از همان روز، شروع کردم به نگاه کردن بینی و اندازۀ قد آدم‌ها در خیابان. وقتی با خواهر کوچکم، آنا به مرکز شهر برای خرید می‌رفتیم، سعی می‌کردیم یواشکی حدس بزنیم چه‌کسی اوتو و چه‌کسی توتسی است و در گوشی به هم می‌گفتیم: _ اون مرد شلوارسفید که دماغی بزرگ و قد کوتاهی داره یه اوتوئه. _ مرد قدبلندی که کلاه به سر داره و لاغر و ظریفه، باید یه توتسی باشه. _ و اون یکی، اونجا با پیرهن مردونۀ راه‌راهش یه اوتوئه. _ نه، نگاه کن قدبلند و لاغره. _ باشه، ولی دماغش گنده‌ست. همان‌جا بود که ما به این داستان قومی شک کردیم. در ضمن، بابا دوست نداشت که ما در‌این‌باره صحبت کنیم. به نظرش بچه‌ها نباید در سیاست دخالت می‌کردند، ولی ما کار دیگری از دستمان برنمی‌آمد. این فضای عجیب روزبه‌روز متشنج‌تر می‌شد، حتی در مدرسه، بچه‌ها با هم شوخی قومی می‌کردند و یکدیگر را اوتو یا توتسی صدا می‌زدند. در زمان نمایش فیلم سیرانو دو برژراک [11] شنیدیم که یک دانش‌آموز گفت: «نگاه کنین با دماغی که اون داره حتماً یه توتسیه.» چه اهمیتی داشت که دماغمان چه شکلی باشد. همۀ ما این تغییرات را در فضای جامعه حس می‌کردیم. این بازگشت مرا وسوسه می‌کند. روزی نیست که به کشورم فکر نکنم. صدایی نهانی، بویی فراگیر، نوری عصرگاهی کافی‌ است تا خاطرات کودکی‌ام بیدار شود. آنا خواهرم دائم تکرار می‌کند «تو به‌غیر از ارواح و خرابی بسیار، اونجا چیزی پیدا نمی‌کنی.» او هرگز نمی‌خواهد راجع به این کشور نفرین‌شده چیزی بشنود. حرفش را تا حدی قبول دارم. او همیشه روشن‌تر از من بوده است. بنابراین، ایدۀ بازگشت به سرزمین مادری‌ام را از خود دور می‌کنم و یک بار برای همیشه تصمیم می‌گیرم که دیگر به آنجا برنگردم. زندگی من اینجاست، در فرانسه. بعضی مواقع فکر می‌کنم به جایی تعلق ندارم. زندگی کردن در یک جا به معنای ذوب شدن با تمام گوشت و استخوان در نقشۀ جغرافیایی و نهان جامعه است، ولی اینجا چنین حسی به من دست نمی‌دهد. من فقط عبور می‌کنم، سکونت دارم. محلۀ من کاربرد خوابگاه را دارد. آپارتمانم بوی رنگ تازه و کف‌پوش نو پلاستیکی می‌دهد. همسایه‌هایم اغلب ناشناس‌اند و خیلی راحت یکدیگر را در راه‌پله‌ها ندید می‌گیرند. کار و زندگی‌ام در پاریس است؛ در یکی از شهرک‌های جدید این شهر، به نام سن کانتینان ایولین [12] ساکن‌ام. زندگی در این محلۀ نوساز مانند زندگی‌ای بدون گذشته است. سال‌ها طول کشید تا بتوانم خودم را با مردم اینجا وفق دهم. بازگشت به سرزمین کودکی‌ام مرا وسوسه می‌کند. مدام این حس را از خود می‌رانم. وحشت از پیدا شدن حقایق دفن‌شده و ترس از کابوس‌های رهاشده در سرزمین مادری‌ام هنوز مرا می‌لرزاند. به بیست سال قبل، به شب‌ها و روزهای رؤیایی، به محله و کوچۀ بن‌بستی برمی‌گردم که با دوستان و خانواده‌ام روزگار خوشی را سرکردیم. دوران کودکی‌ام نشانه‌ای در من گذاشته که نمی‌دانم با آن چه کنم. در روزهایی که خوبم به خود می‌گویم این نیرو و احساس از دوران بچگی‌ام می‌آید و هنگامی که غمگینم آن را علت ناهماهنگی‌ام با جهان می‌دانم. زندگی‌ام به توهمی طولانی شباهت دارد. همه‌چیز برایم ج

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان خارجی، رمان
شناسه کالا
kj-612207
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۶۷۲۱۱۹
تعداد صفحه
۲۱۳
قطع
وزیری
نوع جلد
گالینگور
وزن
۳۵۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۱

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۵۰٬۰۰۰
۳۶۰٬۰۰۰تومان
خرید کتاب سرزمین کوچک اثر گائل فای از نشر نگاه