پرش به محتوای صفحه

تا بینهایت

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۷۱۲

صفحه

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

تا بینهایت خلاصه کتاب: روشنا از بد روزگار پا به خانه ی یکی از اقوام دور می گذارد. زندگی مادرش رو به نیستی رفته و پدرش پشت میله های زندان انتظار حکم نهایی دادگاه را می کشد. بودن هر روزه ی شهاب در کنارش، دل روشنا را بی تاب می کند و شهاب اما… از متن کتاب: همه چی داشت خوب پیش می‌رفت.دلخوری‌های بین من و تو هم کمرنگ شده بود و اگه پای نازنین و تلفن‌های مشکوکش به می

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کد تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محض موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-235928
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۷۲۹۲۱۹
تعداد صفحه
۷۱۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از مرضیه قنبری

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از سخن

مشاهده‌ی همه

توضیحات

تا بینهایت خلاصه کتاب: روشنا از بد روزگار پا به خانه ی یکی از اقوام دور می گذارد. زندگی مادرش رو به نیستی رفته و پدرش پشت میله های زندان انتظار حکم نهایی دادگاه را می کشد. بودن هر روزه ی شهاب در کنارش، دل روشنا را بی تاب می کند و شهاب اما… از متن کتاب: همه چی داشت خوب پیش می‌رفت.دلخوری‌های بین من و تو هم کمرنگ شده بود و اگه پای نازنین و تلفن‌های مشکوکش به میون نمی‌اومد،هیچ‌کدوم‌‌مون این همه غم و تنهایی رو تجربه نمی‌کردیم. روزی که تو و جواد تو رستوران بودین و برای چندمین بار زنگ زد شرکت،سعیدی هم که مرخصی داشت اومده بود بهم سر بزنه.وقتی دید با اون تلفن بهم ریختم و آشفته شدم اونم همراهم اومد.به نظرش همه‌چیز مشکوک می‌آمد؛هم اون تلفن،هم جوونی که تو باهاش قرار داشتی.اصرار کرد ته و توی این قضیه رو دربیاره و نذاشتم.به نظرم بودن تو کنار اون پسر و طرز نشستن و رفتارت اون‌قدر واضح و روشن بود که جای هیچ شک و تردیدی رو باقی نمی‌ذاشت.

خرید کتاب تا بینهایت، مرضیه قنبری · سخن | کتاب‌جم