تاملی در انقلاب مشروطه ایران
۳۶۰
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب تاملی در انقلاب مشروطه نوشتۀ عباس خاکسار گزیدهای از کتاب تأملی در انقلاب مشروطۀ ایران: حفرۀ تاریخی ِتاریک روشن ِبیست ساله 1305 – 1285 همراه با نقدی بر چند روایت در آغاز کتاب تأملی در انقلاب مشروطۀ ایران میخوانیم: پیشگفتار «تاریخ کنش و واکنش مداوم مورخ و امور واقع نسبت به یکدیگراست، گفت وشنود بی پایان حال و گذشته.» ای. اچ. کار [1] بهراستی «تاریخ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-962263
- تعداد صفحه
- ۳۶۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب تاملی در انقلاب مشروطه نوشتۀ عباس خاکسار گزیدهای از کتاب تأملی در انقلاب مشروطۀ ایران: حفرۀ تاریخی ِتاریک روشن ِبیست ساله 1305 – 1285 همراه با نقدی بر چند روایت در آغاز کتاب تأملی در انقلاب مشروطۀ ایران میخوانیم: پیشگفتار «تاریخ کنش و واکنش مداوم مورخ و امور واقع نسبت به یکدیگراست، گفت وشنود بی پایان حال و گذشته.» ای. اچ. کار [1] بهراستی «تاریخ» چیست؟ «مورخ» کیست؟ رابطه تاریخ و مورخ بر چه پایهای است؟ «امور واقع» کدام است و در چه صورت امور واقع به «امور ِواقعی ِتاریخی» ارتقاء مییابند؟ «علییت» و «عینیت» در تاریخ چه مفهومی دارند؟ آیا در تاریخ «تعمیم» مجاز است؟ مسئلۀ «حادثه» و «ضرورت» و «جبر» و «اختیار» در تاریخ چگونه است؟ آیا در هر تاریخ ِنوشتاری، رد پای نوعی «گزینهگری» را، از طرف ِحتی مورخ ِمدعی ِبیطرفی، نمیتوان نشان داد؟ «تفسیر» و «تأویل ِ» امور واقع در تاریخ بر چه پایهای است؟ آیا داوری و ارزش گذاری در تاریخ میتواند صورت گیرد؟ آیا تاریخ سمتوسویی دارد و این سمتوسو در جهت پیشرفت است؟ تفاوت درک هگلی از تاریخ با درک مارکس از تاریخ در چیست؟ آخر اینکه «ماتریالیسم تاریخی» یا به کلامی دیگر «ادراک مادی تاریخ»، چگونه بینش و روشی در امر تاریخنگاری است.وآیا بر پایه آن میتوان از یک نظریۀ عمومی تاریخی، رابطۀ علت معلولی و تأثیر متقابل ِ– دیالکتیکی – زیرساختِ اجتماعی و روساخت آن؛ در امر تحولات تاریخی سخن گفت؟ و…دهها پرسش دیگر در این رابطه، میتواند ازجمله موضوعاتی باشد که ذهن یک دانشپژوه و پژوهندۀ تاریخ و یا خوانندۀ علاقهمند به فهم تاریخ را به خود مشغول دارد. میگویند «تاریخ» و «قصه» به هم شبیهاند. چون هردو روایت میشوند و هر دو از گذشته میگویند. [2] مورخِ هر عصر و نسلی، در بازسازی ِتاریخ، همواره چیزی بر تاریخ میافزاید و چیزی از آن میکاهد و اینگونه است که تاریخ همواره کهنه و نو میشود و در نسلها حضور مییابد. اما این افزودن و کاستن چگونه صورت میگیرد؟ مورخ محصول زمان خویش است و آگاهانه و یا ناآگاهانه سخنگوی آن. زاویۀ دید او برگذشته، منوط به پایگاه ِفکری و جایگاهی اجتماعی است که بر آن ایستاده و منظری که از آنجا بر «گذشته» و «امور واقع» میگشاید. «امور واقع»یی که خود جلوهای امروزی یافتهاند و ابعادی از «پنهانِ» آن آشکار، و آشکارگی ِآن، در «سایه» رفته است. بدان دلیل که به قول آر. اچ تاونی «گذشته همواره چیزی را برای حال آشکار میسازد که حال قادر به مشاهدۀ آن باشد» [3] پس پاسخ ما به پرسش تاریخ چیست – همانگونه که ای.اچ کار بیان میدارد- آگاهانه یا ناآگاهانه، موقعیت زمانی ما را منعکس میسازد و میتواند جزیی از جواب ما به سؤالی وسیعتر باشد: «درباره اجتماعی که در آن به سر میبریم، چگونه میاندیشیم؟» که در حقیقت ادامه همان نگاهی است که «بند تو کروچه» مورخ ایتالیایی بر آن اصرار دارد «تاریخ همواره، تاریخ معاصر است». چراکه «امور واقع» بهخودیخود و بهتنهایی، چیزی را بازتاب نمیدهند و تنها از طریق «مورخ» است که زبان میگشایند و به سخن میآیند. «مورخی» که همواره مُهر زمان خویش را بر پیشانی دارد. از سوی دیگر، نحوۀ نگاه و کاربرد زبان، مورخ را از بیطرف بودن، بازمیدارد.واژههادرکسوت آزادی، طبقه، خلق، مردم، اوباش، افراطیگری، هرج ومرج، آنارشیست و… بازتاب گرایش مورخ و تفسیر خاص او از امورِ واقع است. مورخ بهطور مداوم دستبهکار نوشتن «واقعیات» به قالب «تفسیر» و «تفسیر» به قالبِ «واقعیات» است. او با سنجش رویدادهای مشابه تاریخی، در محیطهای متفاوت تاریخی و مقایسۀ آنها با یکدیگر در پی کشف «جریانی» است که تاریخ در آن تداوم مییابد. او با کشف جنبههای خاص و عام امور واقع درگذشته، درصدد نوعی تعمیم تاریخی است. تعمیمی تاریخی که بهنوعی داوری اخلاقی و یا ارزش داوری را در خود دارد. اما قضاوتهای تاریخی ما، اغلب در قالب ذهنیتی ساخته میشود که خود آفریدۀ تاریخ است. مورخ جدی آن است که خصلت تاریخمند همۀ ارزشها را دریابد، نه آنکه برای ارزشهای خود، عینیتی برتر از تاریخ قائل شود از اینرو از طریق گزینشهای تاریخی توسط مورخ- حتی هنگامیکه درصدد انکار آن باشد- میتوان به خوانش ِذهن ونگاه مورخ نزدیک شد و با ارزشگذاری او – قضاوت و داوری – در مورد چهرهها و جریانات تاریخی، به موضع او دست یافت، وآن گاه با نقد ِآن موضع ِتاریخی، به بالندگی یا میرندگی آن نگاه و اندیشه تاریخی، نظر داد. تاریخ، مطالعۀ عللِ بروز پدیدههای اجتماعی است. از قرن هجدهم به بعد که شالودۀ تاریخنویسی جدید گذاشته شد، نزدیک به بیش از دویست سال، مورخان و فلاسفۀ تاریخ همت گماشتند تا علل رویدادهای تاریخ و قوانین حاکم بر آنها را کشف کنند و تجربۀ گذشتۀ بشری را سروسامان دهند. ا




































