پرش به محتوای صفحه

طلسم شهر تاریکی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

درباره‌ی کتاب: در آن روزگاران قدیم، شهری بود که همیشه تاریک بود. مردم سینه به سینه از بزرگترها شنیده بودند که یک روز صبح که مردم از خواب بیدار می‌شوند، هر چه منتظر می‌مانند، نه خورشید می‌آید و نه روز می‌شود. نسل‌های بعد دیگر نه معنی خورشید را می‌فهمیدند و نه معنی روز را و پیران شهر هم نمی‌توانستند به پرسش‌های آنها درباره خورشید و روشنایی و روز پاسخ گویند. تن

۲۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-695826

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نشر نظر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب هملت

اندری دوگین

ترجمه‌ی ناهید طباطبایی

نشر نظر

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داربست

نشر نظر

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فراموشی

نشر نظر

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هر چه باداباد

ترجمه‌ی سهراب مهدوی

نشر نظر

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ضحاک

نشر نظر

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هملت

نشر نظر

۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ضحاک

نشر نظر

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هر چه باداباد
۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ضحاک

نشر نظر

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیرک شبانه

نشر نظر

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داربست

نشر نظر

۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ماهی سیاه کوچولو

فرشید مثقالی

نشر نظر

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ندای درون

فاطمه کاوندی

ترجمه‌ی نازنین علیپور جدی

نشر نظر

۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درباره ی عکاسی

ترجمه‌ی سحر دولتشاهی

نشر نظر

۲۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گربه بی دمه

مژده حاتمی

نشر نظر

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سر کلاس با کیارستمی

ترجمه‌ی سهراب مهدوی

نشر نظر

۳۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب باد و برگ

نشر نظر

۶۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب انقلاب 57 ایران

ترجمه‌ی سهراب مهدوی

نشر نظر

۲٬۹۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

درباره‌ی کتاب: در آن روزگاران قدیم، شهری بود که همیشه تاریک بود. مردم سینه به سینه از بزرگترها شنیده بودند که یک روز صبح که مردم از خواب بیدار می‌شوند، هر چه منتظر می‌مانند، نه خورشید می‌آید و نه روز می‌شود. نسل‌های بعد دیگر نه معنی خورشید را می‌فهمیدند و نه معنی روز را و پیران شهر هم نمی‌توانستند به پرسش‌های آنها درباره خورشید و روشنایی و روز پاسخ گویند. تنها می‌دانستند که پاسخ همه آنها در شکستن طلسمی است که در کوه سیاه قرار دارد. یک روز، کاوه آهنگر در دکان خودش در میان آهن پاره‌ها نقشه طلسم را یافت و نوشته‌های آن را برای پسرش و دوستان او خواند. آنها پس از آگاهی از راز طلسم، با یکدیگر پیمان بستند که به کوه سیاه بروند و طلسم را بشکنند. به این ترتیب، سفر پرماجرای آنان آغاز گشت.

۲۰۰٬۰۰۰تومان