
درباره کتاب: مامان آوا باردار است و باید زیرنظر دکتر باشد. برای همین والدینش آوا را به کلبۀ مامانبزرگ و بابابزرگ میفرستند. معمولاً کنار بابابزرگ و مامانبزرگ و البته، روی دریاچه حسابی خوش میگذرد، اما حالا آوا مدام فکر میکند که قرار است اتفاق بدی برای مادرش بیفتد. یکروز، پرندهای جلوی چشمهای آوا میمیرد و او مطمئن میشود که نفرین…




































































