مریم دالایی
چینش کتابها

دلش می خواهد بر سر او فریاد بزند که "لعنتی این منم همون همسفری که باهاش عاشقی کردی و خاطره ساختی. همون که هنوز بعد سالها دلزدنات و بی قراریات و نفس نفس زدنات, یادشه و شبا برات بی قرار میشه که خوب از سرش می پره و مدام خاطره ها رو دوره میکنه. شاید یک نشان یادش بیاید برای…

از متن کتاب: میدانست چه میگوید، میدانست دردش چیست اما کاری از دستش برنمیآمد، همیشه دچار تردید بود و در سردرگمی عجیبی دست و پا میزد. حتی بهراد هم با کمک روانشناسها و روانپزشکها نتوانست به او کمکی بکند و حالا با سری پر درد به در و دیوار خانهی شراره نگاه میکرد. نگاهش مدام سمت ساعت دیواری سر میخورد.…
ناشرهایی که کتابهای «مریم دالایی» را منتشر کردهاند
ناشرهای فعال که کتاب از این نویسنده منتشر کردهاند.




