نهمین روز از ماه نوامبر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

نوشتۀ کالین هوور ⚡️ عاشقانه‌ای فراموش‌نشدنی میان یک نویسنده و الهۀ الهام‌بخشش نمی‌دانم اگر این لیوان را به سرش بکوبم چه صدایی خواهد ‌داد. لیوان قطوری است و سر او هم محکم. احتمالاً ضربۀ جالبی می‌شود. شاید خون‌ریزی هم داشته باشد. جنس دستمال‌هایی که روی میز قرار دارند برای اینکه خونِ زیادی را به خود جذب کنند چندان خوب نیست. می‌گوید: «خب، بله. یه‌خرده شوکه شدم،

۶۲۹٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-002621

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از کتاب کوله پشتی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب زندگی داستانی ای جی فیکری
۵۱۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ژوزه مورینیو؛ رهبری به سبک اقای خاص

امیرحسین فاضلی مقدم

ترجمه‌ی امیرحسین فاضلی مقدم

کتاب کوله پشتی

۱٬۰۴۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ایمان؛ دیه گو سیمئونه

ارمان امین

ترجمه‌ی ارمان امین

کتاب کوله پشتی

۲۸۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پیاده روی با نیچه

امیر فخرایی

ترجمه‌ی امیر فخرایی

کتاب کوله پشتی

۴۰۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یک سال تا رواقی گری

مهدی نمازیان

ترجمه‌ی مهدی نمازیان

کتاب کوله پشتی

۳۹۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شیطان کوچولوی مهربان

اریا نوری

ترجمه‌ی اریا نوری

کتاب کوله پشتی

۷۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب راز خدمتکار

مریم علیزاده میلانلو

ترجمه‌ی مریم علیزاده میلانلو

کتاب کوله پشتی

۷۴۹٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قتل در موزه

اناهیتا نیک مهر

ترجمه‌ی اناهیتا نیک مهر

کتاب کوله پشتی

۲۱۷٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سامی کیز و نفرین مری سبیلو

تینا غراب

ترجمه‌ی تینا غراب

کتاب کوله پشتی

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غول های برفی

زهرا عالمی

ترجمه‌ی زهرا عالمی

کتاب کوله پشتی

۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب زندگی من همچون بدلکارها

سارا رنجبران

ترجمه‌ی سارا رنجبران

کتاب کوله پشتی

۴۳۹٬۰۰۰تومان

توضیحات

نوشتۀ کالین هوور ⚡️ عاشقانه‌ای فراموش‌نشدنی میان یک نویسنده و الهۀ الهام‌بخشش نمی‌دانم اگر این لیوان را به سرش بکوبم چه صدایی خواهد ‌داد. لیوان قطوری است و سر او هم محکم. احتمالاً ضربۀ جالبی می‌شود. شاید خون‌ریزی هم داشته باشد. جنس دستمال‌هایی که روی میز قرار دارند برای اینکه خونِ زیادی را به خود جذب کنند چندان خوب نیست. می‌گوید: «خب، بله. یه‌خرده شوکه شدم، اما این اتفاق داره می‌افته.» صدایش سبب می‌شود دستم را، به این امید که لیوان بین انگشتانم باقی بماند و به یک طرف جمجمه‌اش برخورد نکند، محکم‌تر دور لیوان گره کنم. «فالن!» او گلویش را صاف می‌کند و می‌کوشد با لحن ملایم‌تری سخن بگوید، اما کلماتش همچون خنجری به‌‌سمت من پرتاب می‌شوند. «نمی‌خوای چیزی بگی؟» با نی به سوراخ قطعه‌یخی ضربه می‌زنم و تصور می‌کنم که یخ سر اوست. به‌جای اینکه مانند دخترهای هجده‌ساله پاسخ بدهم، مثل بچه‌ای بی‌ادب زیرلب غرولند می‌کنم: «چی باید بگم؟ می‌خوای بهت تبریک بگم؟» ……..

۶۲۹٬۰۰۰تومان