کتاب اندوهی ناگفتنی
معرفی کوتاه
بخشی از کتاب:
مادرم نگاهی متحیر با چشمانی کاملاً باز داشت. ترس هرگز او را مغلوب نکرد اما گاهی ترسی مبهم بر او مسئولی می شد. آن هنگام میزد زیر خنده شاید خجالت میکشید از اینکه بدنش گستاخانه و بدون اجازه او دارد این ترس را نشان میدهد. از دوران نوجوانی و حتی در جوانی جملاتی مانند خجالت نمیکشی؟ یا باید از خودت شرمنده باشی همچون مناجات گوشش را پر کرده بودند. در این روستا با محیطی در چنبره باورهای مذهب کاتولیک هر زنی که میخواست افسار سرنوشت خود را به دست بگیرد. گستاخ محسوب میشد و نگاه های تند نصیبش میشد تا شرمنده شود. اوایل این نگاه ها رنگ و بوی شوخی داشت ولی بعد تبدیل به تهدید برای سرکوب ابتدایی ترین احساسات می شده است. حتی اگر صورت زنی سرخ می شد. حتماً باید از آن خجالت میکشید چون پشت این سرخ شدن حتماً لذتی نهفته بوده مادرم وقتهایی که غمگین بود به جای اینکه رنگ پریده شود سرخ میشد و به جای اینکه گریه کند شرشر عرق می ریخت.
معرفی محصول
مشخصات کتاب
کتابهای بیشتر از پیتر هاندکه
مشاهده همهکتابهای بیشتر از نشر طرح نقد
مشاهده همهکتابهای ترجمه شده توسط شیرین محمدی
مشاهده همهدیدگاه شما ارزشمند است
برای به اشتراک گذاشتن نظر خود و تعامل با دیگر خوانندگان، لطفاً ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به خانواده کتابجم
دیدگاه کاربران
هنوز دیدگاهی برای این کتاب ثبت نشده است.