ابیگیل
۴۳۵
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
برای سومینبار خودش را در حال دویدن در طول چمن باغچه یافت، در هوای سرد و بنفشهبوی ساعات پایانی شب، در حال عبور از کنار مجسمۀ ابیگیل، و برای سومینبار، رسیدن به دروازهای که دو شب پیش پشتش آن صدا آنطور مدهوشش کرده و فریبش داده بود. اگر قفل در را، همانطور که میتسی هورن گفته بود باز خواهد بود، باز نکرده بود چه باید میکرد؟ یا اگر کسی دیده بود که باز است و دوبا
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-120882
- شابک
- ۹۷۸۲۰۰۱۲۳۲۳۳۸
- تعداد صفحه
- ۴۳۵
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۳۵۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از بیدگل
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی نصراله مرادیانی
مشاهدهی همهتوضیحات
برای سومینبار خودش را در حال دویدن در طول چمن باغچه یافت، در هوای سرد و بنفشهبوی ساعات پایانی شب، در حال عبور از کنار مجسمۀ ابیگیل، و برای سومینبار، رسیدن به دروازهای که دو شب پیش پشتش آن صدا آنطور مدهوشش کرده و فریبش داده بود. اگر قفل در را، همانطور که میتسی هورن گفته بود باز خواهد بود، باز نکرده بود چه باید میکرد؟ یا اگر کسی دیده بود که باز است و دوباره بسته بودش و او نمیتوانست بیرون برود؟ ناقوس کلیسای سفید با طنین بم مردانهاش ساعت نُه را اعلام کرد: دانگ، دانگ، دانگ. در فلزی را با احتیاط هل داد. با اولین فشار او از جا حرکت کرد و بدون صدا باز شد. از در بیرون رفت... و درجا خشکش زد. «روایتی پرتنش و عمیق که تصویری استادانه از سادگی و خامی جوانی ترسیم میکند، سادگیای که هر آن بیم ازدسترفتنش میرود... سابوی تردست، در یک آن، زمان و تاریخ و حماقت بشری، همه را از چشمان معصوم کودکی بر ما آشکار میکند.» آنا ماندو اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: «سابو»خوانی در ایران گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه به تاریکی شب بر دامنه رفقای من داستانهای جنون و ترس و خیال پروانههای سیاه مرگ من مادربزرگ وبستر آن بهشت دیگر بچهآهو قلب، شکارچی تنها






































