فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
معرفی کتاب
برای سومینبار خودش را در حال دویدن در طول چمن باغچه یافت، در هوای سرد و بنفشهبوی ساعات پایانی شب، در حال عبور از کنار مجسمۀ ابیگیل، و برای سومینبار، رسیدن به دروازهای که دو شب پیش پشتش آن صدا آنطور مدهوشش کرده و فریبش داده بود. اگر قفل در را، همانطور که میتسی هورن گفته بود باز خواهد بود، باز نکرده بود چه باید میکرد؟ یا اگر کسی دیده بود که باز است و دوباره بسته بودش و او نمیتوانست بیرون برود؟ ناقوس کلیسای سفید با طنین بم مردانهاش ساعت نه را اعلام کرد: دانگ، دانگ، دانگ. در فلزی را با احتیاط هل داد. با اولین فشار او از جا حرکت کرد و بدون صدا باز شد. از در بیرون رفت... و درجا خشکش زد. «روایتی پرتنش و عمیق که تصویری استادانه از سادگی و خامی جوانی ترسیم میکند، سادگیای که هر آن بیم ازدسترفتنش میرود... سابوی تردست، در یک آن، زمان و تاریخ و حماقت بشری، همه را از چشمان معصوم کودکی بر ما آشکار میکند.» آنا ماندو اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: «سابو»خوانی در ایران گردش دستهجمعی کارکنان کارخانه به تاریکی شب بر دامنه رفقای من داستانهای جنون و ترس و خیال پروانههای سیاه مرگ من مادربزرگ وبستر آن بهشت دیگر بچهآهو قلب، شکارچی تنها
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-120882
- تعداد صفحه
- ۴۳۵
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۳۵۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
- سال انتشار میلادی
- ۲۰۲۵
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.

















