پرش به محتوای صفحه

ابجد خون

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۴۸

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

ابجد خون نوشته‌ی فرهاد رفیعی کتاب ابجد خون ، داستانی خواندنی با خمیرمایه‌ای روان‌شناسانه و پیچیده را در خود گنجانده است. فرهاد رفیعی ، نویسنده‌ی کتاب، بحران‌های درونیِ شخصیت‌های داستان را در این اثر با قلمی جذاب توصیف کرده تا خواننده به مطالعه‌ی ادامه‌ی کتاب مشتاق بماند. روایتی غیرخطی، تضادهای ذهنی و فضایی سرشار از رمز و راز به‌عنوان ویژگی‌های مهمِ این داستا

۴۸۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-740720
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۶۷۸۱۶۳
تعداد صفحه
۳۴۸
قطع
رقعی
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از نیماژ

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مردی که زنش را فراموش کرد

ترجمه‌ی زهرا طراوتی

نیماژ

۶۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرهگ کوچک هنرپیشه

ترجمه‌ی ابوالحسن حاتمی

نیماژ

۱٬۱۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ناپیدا

ترجمه‌ی رضا جهان ابادی

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بیگانه

نیماژ

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نبوغ

ترجمه‌ی بابک شهاب

نیماژ

۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سگ سفید

نیماژ

۴۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ناپیدا

نیماژ

۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مانستر

ترجمه‌ی شیوا مقانلو

نیماژ

۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سگ سفید

نیماژ

۴۹٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بیگانه

نیماژ

۲۰٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ظلمت در نیمروز

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

نیماژ

۴۸٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پرستیژ

ترجمه‌ی گیتا گرکانی

نیماژ

۴۹۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سگ سفید

نیماژ

۴۹٬۰۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خیرگی

نیماژ

۷۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مانستر

نیماژ

۸۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ظلمت در نیمروز

ترجمه‌ی اسدالله امرایی

نیماژ

۴۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کاسپار

ترجمه‌ی سودابه فضایلی

نیماژ

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پرستیژ

نیماژ

۴۹٬۰۰۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

ابجد خون نوشته‌ی فرهاد رفیعی کتاب  ابجد خون ، داستانی خواندنی با خمیرمایه‌ای روان‌شناسانه و پیچیده را در خود گنجانده است.  فرهاد رفیعی ، نویسنده‌ی کتاب، بحران‌های درونیِ شخصیت‌های داستان را در این اثر با قلمی جذاب توصیف کرده تا خواننده به مطالعه‌ی ادامه‌ی کتاب مشتاق بماند. روایتی غیرخطی، تضادهای ذهنی و فضایی سرشار از رمز و راز به‌عنوان ویژگی‌های مهمِ این داستان شناخته می‌شود. آنچه در «ابجد خون» انتظار شما را می‌کشد: ابجد خون یک سرسره ی هولناک است تا جنون زمان آدم یک قدمی انفجار آدم ستوه آمده از تحقیر زمانی که آدمش را با سلاح جادو و جنون به کارزار جهان امروز می فرستد تا راه خود را باز کند و سهمش را بگیرد ابجد خون بعد از دو مجموعه داستان شب مارهای آبی و زمستان شغال اولین رمان فرهاد رفیعی است. او در این زمان بلند مجال داشته تا با گسترش تجربه گریهای فرمی و زبانی پیشین جهانی خلق کند برساخته از اوهام و تردیدها جهانی با تمام مختصات شرایط زیستی امروز اما پر از طلسم و باطل السحر پر از نداها و عربده هایی که از دل آسمان بر فراز شهر می پیچند و مارهایی که درون دیوار خانه ها می لولند. جهانی که داش آکل را از دل تاریخ و افسانه به رجعت وا میدارد و در فضای شهری معاصر رها میکند. نویسنده با این جهان و آدمهای موهوم به مصاف دنیای واقعی امروز رفته و بی امان به قواعد و مناسباتش تاخته است. درباره‌ی نویسنده: فرهاد رفیعی، نویسنده و داستان‌نویس ایرانی، متولد سال ۱۳۵۸ در شیراز است. او با آثار خود توانسته جایگاه ویژه‌ای در ادبیات معاصر ایران پیدا کند. سبک نوشتاری او ترکیبی از واقع‌گرایی و سوررئال است که در آن به مسائل اجتماعی و روان‌شناختی پرداخته می‌شود. برخی از آثار او در جوایز معتبر ادبی مورد تقدیر قرار گرفته‌اند. زمستان شغال – این مجموعه داستان در سال ۱۳۹۸ منتشر شد و توانست جوایز مختلفی را کسب کند، از جمله تقدیر در جایزه مهرگان ادب و انتخاب به عنوان مجموعه برتر جایزه مازندران. ابجد خون – این رمان با روایتی غیرخطی و فضایی سرشار از رمز و راز، به بررسی بحران‌های درونی شخصیت‌ها می‌پردازد. داستان در شیراز روایت می‌شود و از نشانه‌ها و سمبل‌های خاصی در روایت بهره می‌برد. برش‌های از کتاب: با زغال لیمو هفتاد بار عزیمت سرخه ی نجمایی را با عین تاب حروف و نشانه ها و اتصالها بر دیوار پشت به قبله ی هال نوشته بود. اثاث خانه را سرانده بود کنجی تا جا باز کند مندلهای هفتگانه ی تو در تو را با ذغال روی موزاییکهای هال کشیده بود؛ بزرگترین مستطیل، بیخ دیوارها و توی دل آن مستطیل های کوچک و کوچک تر تا کوچک ترین که در مرکز بود. مندل وسط جای نشیمن او بود و چراغ ها در دو گوشه اش قرار می گرفتند. دو چراغ که نباید از روغن حیوانی میسوختند و در آنها روغن کنجد ریخته بود. چراغ ها را از فتاح به قیمت خون پدرش خریده بود. چهار کارد فولادی را باید در وسط هر چهار ضلع مندل چهارم در زمین می کوفت کار شب بود که مغازه دارهای زیر پایش بسته باشند. مجبور شد چهار تکه از موزاییکهای کف را بشکند تا بتواند کاردها را با چکش بکوبد و به کف هال جاگیر کند

۴۸۰٬۰۰۰تومان