افسانه های آذربایجان
۲۷۲
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
گزیده از کتاب افسانه های آذربایجان نوشتۀ صمد بهرنگی کتاب افسانه های آذربایجان نوشتۀ صمد بهرنگی روزی بود روزی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. دو تا برادر بودند، یکی هفت تا دختر داشت، آن یکی هفت تا پسر. پدر پسر هر وقت برادرش را می دید او را ریشخند می کرد و می گفت: سلام علیکم، پدر هفت ماده سگ، پدر هفت دختر، خجل می شد سرش را پایین می انداخت و می رفت به خانه اش … د
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-746102
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۶۱۵۴
- تعداد صفحه
- ۲۷۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۲۶۸ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده از کتاب افسانه های آذربایجان نوشتۀ صمد بهرنگی کتاب افسانه های آذربایجان نوشتۀ صمد بهرنگی روزی بود روزی نبود، غیر از خدا هیچ کس نبود. دو تا برادر بودند، یکی هفت تا دختر داشت، آن یکی هفت تا پسر. پدر پسر هر وقت برادرش را می دید او را ریشخند می کرد و می گفت: سلام علیکم، پدر هفت ماده سگ، پدر هفت دختر، خجل می شد سرش را پایین می انداخت و می رفت به خانه اش … در آغاز کتاب افسانه های آذربایجان می خوانیم مشخصات قهرمان در افسانههاى آذربايجان 7 دختر حاجى صياد 11 پدر هفت دختر و پدر هفت پسر 19 آدى و بودى 27 قصه آه 35 دختر درزى و شاهزاده 44 شتر و روباه 48 آلتينتوپ 50 اذانگو 59 گل خندان 71 اى واى هاى 77 نخودى 86 پيرزن و سه دخترش 90 ملكمحمد 94 بيزووم 105 عروسك سنگ صبور 107 بىبىلىجان 112 موش گرسنه 117 ديو پخمه 120 شير و روباه 124 هفت جفت كفش آهنى، هفتتا عصاى آهنى 126 رفيق خوب و رفيق بد 136 به دنبال فلك 141 فاطمه خانم 145 پيراهن عروسى از سنگ آسيا 155 پسر زرنگ و دختر تنبل پادشاه 158 انار خاتون 162 محمد گلبادام 169 گرگ و روباه 176 پرنده آبى 184 درويش و ميوميو خانم و دختر غازچران 191 گل و «سيناور» 198 دختران انار 210 شاهزاده حلوافروش 220 تيزتن 227 روباه و پيرزن خمرهسوار 237 گنج 244 كچل ممسياه 247 انتشارات نگاه کتاب افسانه های آذربایجان نوشتۀ صمد بهرنگی افسانه قسمت مهمى از فولكلور را تشكيل مىدهد. در افسانهها علاوه بر چيزهاى ديگر كه عمومآ از فولكلور عايد جامعهشناسان و غيره مىشود مىتوان بهترين و اصيلترين زبان نثر را پيدا نمود. بهعلاوه افسانهها سرشار از تركيبات و تعبيرهاى لطيف زبانها هستند. مثلا در داستانهاى كوراوغلو مىتوان بهترين نمونه نثر زبان تركى را سراغ گرفت.نگفته پيداست كه افسانههاى هر ملت و كشورى داراى ويژگىهايى است كه آنها را از افسانههاى ملل ديگر متمايز مىكند. در شرايط اقليمى مختلف و از ميان حوادث و شرايط تاريخى گوناگون افسانههايى با خصوصيات متنوع و مختلف زاده مىشود. مثلا آنچه در نظر اول در فولكلور سياهپوستان ديده مىشود رنج و حسرت و اندوهى است كه طى هزاران سال بردگى و استثمار بر آنها سنگينى كرده، لاجرم بازتاب آن در فولكلورشان آشكار است.اصولا فولكلور نشاندهنده و منعكسكننده احوال و افكار و آرزوهاى طبقات محروم و پايين اجتماع است و گاهى كه از بالاترها و اشراف صحبت مىشود هنگامى است كه طبقات محروم به ناچار ضمن امرار معاش و تحصيل روزى با آنها برخورد مىكنند.چون روى سخن در اين مقاله با افسانههاى آذربايجان است همينقدر مقدمهچينى هم كفايت مىكند * در دو سه جاى ديگر هم گفته شده كه مىتوان داستانهاى فولكلور آذربايجان را سه دسته كرد : داستانهاى حماسى مخلوط با عشقهاى پهلوانى و دلاورىها و مبارزه با پادشاهان و خوانين و فئودالها. از اين دست داستانها مىتوان داستانهاى بسيار شورانگيز كوراوغلو را نام برد كه هفده داستان است؛ بعد هم داستانهاى كتاب ددهقورقود. افسانههاى صرفآ عاشقانه. از اين نوع مىتوان از داستانهاى بسيار مشهور «عاشق غريب»، «طاهر ميرزا»، «اصلى و كرم»، و غيره و غيره نام برد. افسانههايى كه براى بچهها و نوهها و نتيجهها در شبهاى دراز زمستان پاى كرسى براى سرگرمى و فرو رفتن به خواب شيرين و شكر گفته مىشود. هر كس دستكم نام پنجاه داستان از اين دست را مىداند. در اينجا فقط مىپردازيم به خصوصيات افسانههاى دسته سوم.





















































