مجموعه مقاله ها
۲۷۱
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
در آغاز کتاب مجموعه مقاله ها ( صمد بهرنگی ) می خوانیم : کتاب مجموعه مقاله ها صمد بهرنگی فهرست مطالب یادداشت: 11 نگاهی به تاریخ .. 13 آذربایجان در جنبش مشروطه. 15 سخنی دربارۀ درس تاریخ.. 37 چند حرف دربا رۀ شناخت .. 53 شناخت جهان. 55 در مرز علوم قدیمه و دانش نو. 63 سخن کوتاهی دربارۀ شعور، فکر، زبان. 83 بررسی کتاب ساختمان خورشید و حرفهای دیگر. 87 هنـــــر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-208578
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۳۶۱۶
- تعداد صفحه
- ۲۷۱
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
در آغاز کتاب مجموعه مقاله ها ( صمد بهرنگی ) می خوانیم : کتاب مجموعه مقاله ها صمد بهرنگی فهرست مطالب یادداشت: 11 نگاهی به تاریخ .. 13 آذربایجان در جنبش مشروطه. 15 سخنی دربارۀ درس تاریخ.. 37 چند حرف دربا رۀ شناخت .. 53 شناخت جهان. 55 در مرز علوم قدیمه و دانش نو. 63 سخن کوتاهی دربارۀ شعور، فکر، زبان. 83 بررسی کتاب ساختمان خورشید و حرفهای دیگر. 87 هنـــــر و ادبیــــات .. 91 شعر و اجتماع. 93 نظری به ادبیات امروز (دربارۀ عزاداران بیل) 97 ادبیات کودکان (سخنی دربارۀ کتاب «آوای نوگلان») 109 شاعر و منتقد. 117 دربارۀ «پنج نمایشنامه» از گوهرمراد. 119 ادبیات و فولکلور آذربایجان. 123 مشخصات قهرمان در افسانههای آذربایجان. 135 عاشیق شعری (شعری عاشقانه) 139 دوران شکفتگی ادبیات عامیانه در زبان آذری.. 143 ساری عاشیق.. 153 شاه اسماعیل خطائی.. 159 یــادی از حیــدر بابای شهــریار. 165 نخستین تروپهای تئاتری در آذربــایجـان. 175 سه مقاله دربارۀ دستور زبان . 179 دستور زبان کنونی آذربایجان (تألیف عبدالعلی کارنگ) 181 آذربایجان دیلینه مخصوص صرف و نحو (تألیف س.م.جاد) 187 ماضی و مضارع در جریان زبان کنونی آذربایجان. 193 دیــداری از روستاها 197 کــوخالی، دهـی در شــورهزار. 199 همــراه باریکـه آب… 205 چیـنــار. 223 نیـشخندها و ریشخنـدها 231 انگولک به «آیین نامۀ دبستانها» 233 در حـاشیۀ طـرح تازه آقـای دکتـر صناعی.. 237 نــوعی نویـسندگی 241 کتــاب انشـانگاری . 247 راهنـمای شهـر تبـریز 253 قضیـۀ نبش قبــور 257 آقــای چـوخ بختیـار. 261 نسخۀ خــوشبختی.. 265 هنــر نزد ایرانیــان است و بـس…. 267 چنــد توضیــح.. 269 یادداشت این مجموعه مقالهها و یادداشتهای پراکندۀ صمد بهرنگی است که در روزنامهها و مجلههای مختلف چاپ شده است غیر از چندتایی که برای نخستین بار چاپ میشود. بدون شک همۀ این نوشتهها ارزش یکسانی ندارند و حتی بعضیها هنوز یادداشت صرفاند و صمد شاید در نظر داشته بعدها آنها را به صورت مقالههایی تنظیم کند. با این حال همۀ مقالهها به خصوص مقالههای تاریخی، شناخت جهان و … نموداری از ذهن منطقی و تحلیلگر اوست. او که در قصهنویسی برای کودکان از حد متعارف پافراتر گذاشت و سنتهای کهنه را شکست در این مقالهها نشان میدهد که چه استعداد شگرفی داشته در گفتن مطالب سنگین با بیانی بسیار سهل و ساده. اینست که نه قصههای او را باید سرسری گرفت و نه مقالههایش را. امضای مستعار صمد و نام و تاریخ چاپ نشریه را در پای مقالهها آوردهایم. مقالههای بیامضای این مجموعه یا فاقد نام نویسنده بودند و یا نام صریح صمدبهرنگی را بر پیشانی داشتند. نگاهی به تاریخ آذربایجان در جنبش مشروطه احمدکسروی مینویسد جنبش مشروطه را تهران آغازید و تبریز آن را پاسداری کرد و به انجام رسانید. هرچند آدمهای کجاندیشی هنوز هم معتقدند که مجاهدان آذربایجان یک مشت اوباش بودند و ستارخان، آن انسان نیک نفس و مبارز، راهزنی بیش نبود و تنها به خاطر غارت و چپاول میجنگید. سخن کسروی اغراق نیست. راست است که برقراری رژیم مشروطه کاملاً به نفع تودۀ مردم تمام نشد و حتی جنگاوران و پیشهوران کارشان به خواری و سختی کشید (مثلاً ستارخان)، اما در هر صورت، جانبازیها و مردانگیهای مجاهدان پاکدل آذربایجان بود که محمدعلی میرزای گستاخ را به زانو درآورد و دیگر تودههای مردم را برانگیخت و ثابت کرد که شرقیان هم شایندۀ زندگانی آزاد می باشند [1] . دو سید بزرگ تهرانی (آقایان طباطبائی و بهبهانی) کار را شروع کردند، مردم را شوراندند اما در راه بردن و به ثمر رساندن جنبش به بیراهه افتادند. آنها به چند خط فرمان بیخاصیت مشروطه دل خوش کرده بودند. حتی آن زمان که محمدعلی میرزا با خودکامگی حکم میراند و مجلس و نمایندگان را به هیچ میگرفت اینها با سادهلوحی و خوشبینی زیانباری که داشتند خیال میکردند باز هم میتوان کار را با نشستن و حرف زدن و موعظه کردن و جوش و خروش پیش برد. آنها از این اصل مسلم غافل بودند که برای پیروزی کامل بر دشمن خونریز باید چون خود او مسلح شد و از خون ریختن باکی نداشت. رهبران تهران میتوانستند آزادیخواهان را به خریدن تفنگ و افزار جنگ وادارند، از شهرهای دیگر تفنگچی داوطلب بخواهند و با دستی کاملاً مسلح و نیرویی آماده به مقابله برخیزند. آنها حتی میتوانستند محمدعلی میرزا را به نام سوگندشکنی از پادشاهی بردارند و نقشههای محیلانهاش را نقش برآب کنند، چنانکه همین کار را پس از چند روزی انجمن تبریز کرد. رهبران تهران به هیچیک از این راهها التفات نکردند. آنها میخواستند کار را با ستمدیدگی و نمایش مظلومیت ملت و برانگیختن حس ترحم و انساندوستی محمدعلیمیرزا و دیگر سردمداران پیش ببرند و نیازی به آمادگی نظامی و قیام مسلحانه نم



















































